تبليغاتX
پلخمون
 

پس از روزهای سخت مردم غزه  این بار سخت ترین روز اسرائیل به دست بچه های حزب الله لبنان رقم خورد.

آقا سید حسن ... دست مریزاد

+  پنجشنبه 22 تیر1385  18:41  -  سیدمحمدجوادمیری  | 

 

مجموعه‌ي آگهي‌هاي طنز اميد مهدي‌نژاد، با عنوان "كتاب سوم، راهنماي نيازمندي‌هاي اجتماعي، سياسي، اقتصادي،  فرهنگی، ورزشی، ارزشی و غيره" توسط انتشارات کتاب دانشجویی منتشر شد. این طنزها با نام مستعار "دكتر برزو بي‌طرف" كمابيش در سوره منتشر شده‌بود و بعضاً سوره به سبب آن‌ها مورد تذكر جدي بعضي وزارت‌هاي ارشاد هم قرارگرفته‌بود(!).

تبريك به برزو خان و تبليغ به شما! بخريد و بخوانيد و‌گرنه از دستتان رفته‌ست!

اميد مهدي‌نژاد يا همان برزو بي‌طرف، طنز خود را بيشتر در اين قالب‌ها آزموده: شعر - معرفي كتاب - آگهي ـ بازنويسي داستان‌هاي مشهور - پاسخ به نامه‌ها و مجموعه توصيه‌هايي با عنوان "آدم باشيد". البته او بيش و پيش از آن‌كه طنزنويس محبوب سوره و آينده‌سازان باشد،  يك شاعر نسل‌سومي موفق بوده و هست. هم‌اكنون او و علي‌محمد مؤدب، دبير تحريريه‌ي فصلنامه‌ي تخصصي شعر ند.

نمونه‌هايي از طنز و شعر نو و سنتي مهدي‌نژاد

 

+  شنبه 17 تیر1385  1:20  -  سیدمحمدجوادمیری  | 

 

یادش به خیر جمعه های کودکی‌مان که برنامه‌ی ثابتمان این بود: ناهار - قصه‌ی ظهر جمعه - برنامه‌ي کودک - فیلم سینمایی - و بالاخره تب و تاب نوشتن دیرهنگام مشق‌ها همزمان با پخش آهنگ دلهره‌زای برنامه‌ی تفسیر سیاسی هفته!

سرانجام پس از فصلی بی‌اعتنایی به رضا رهگذر (قصه‌گوی آشنای ظهر جمعه) از او تقدیر شد.

واجدان حس نوستالژیک نسبت به قصه‌ی ظهر جمعه می توانند آهنگ آغازین آن را دانلود کنند. من البته نتوانستم كامل دانلودش كنم اما خب، شنيدن چند ثانیه‌اش هم آرامش‌بخش و شيرين است.

این شما و این دو روایت خواندني از انعطاف‌ناپذیری معروف محمد‌رضا سرشار (همان رضارهگذر خودمان) از زبان رضا اميرخاني و محسن مومني.

و این هم ناخنكي از گفت‌و‌گوی آينده‌سازان در شماره ۱۱۰ خود با رضا رهگذر به همت بهزاد‌بابازاده و عليرضا‌شامخي:

 ... بعد از این استعفا  کسی از بین مسئولان فرهنگی پرسید «چرا»؟

 نه. در قصه ی ظهر جمعه که ۲۴ سال بود در آن گویندگی می کردم  حتی یک مدیر رادیو زحمت این را به خودش نداد که لااقل تلفنی به من بزند و علتش را بپرسد. حتی رادیوی دانشجویان ایرانی در آمریکا که کلا هفته ای یک برنامه دارد  ۱۰ دقیقه برای خداحافظی گوینده ی قصه های ظهر جمعه برنامه گذاشت. از نشریات ایرانیان مقیم خارج تماس گرفتند و در این باره پرسیدند. در داخل تنها روزنامه ای که تماس گرفت روزنامه ی شرق بود. دیگران فقط از فردای چاپ آن مصاحبه زنگ می زدند که من قبول نمی کردم و می گفتم حر ف هایم را به شرق گفته ام. بروید آن جا بخوانید.

... یک نفر به من گفت در جلسه ای بودیم. آقای ضرغامی رئیس سازمان صدا و سیما پرسید چرا آقای سرشار استعفا داده است؟ به او گفتم بفرمایید دقیقا به همین دلیل! تلفن ما را که داشتی. ۱۶ نفر منشی هم در دفترت نشسته اند. یک تماس تلفنی هم نگرفتی بپرسی چرا؟ آن وقت بلند می شوید می روید خانه ی فلان شاعر قدیمی توده ای که بعد از این که از حزب توده جدا شده برای انقلاب هیچ کاری نکرده. بعد هم با افتخار تعریف می کنید که ما رفتیم دیدن فلانی...

 

+  جمعه 16 تیر1385  14:50  -  سیدمحمدجوادمیری  |