|
|
|
|
|
یک: ماه مبارک رو به اتمام است و دوستان صدا و سیما باز نشان داده اند که بدجوری به روح اعتقاد دارند. سست ترین فیلمنامه ها نوشته می شوند و خجالت آورترین کارگردانی ها به ظهور می رسند تا دینداری را به بچگانه ترین شکلش به ملت منتقل کنند. از نمونه خارجی اش (کلید اسرار) بگیرید تا نمونه داخلی اش (آخرین گناه). نمی فهمم چرا هیچ وقت این ها امثال حسن رحیم پور و آقای پناهیان و مسعود فراستی و ابراهیم فیاض را نمی کنند مشاور مذهبی شان؟ نکند آقای برازش از ابراهیم فیاض دین شناس تر است؟! یا هنر شناس تر؟! و اصلاً مشکل کارهای کارشناسی مملکت ما همین است که: مشاوره انجام می شود؛ اما با چه کسی؟ خدا عالم است! به عبارت دیگر: بی عدالتی در گرفتن مشاوره و کارشناسی. رجوع به آدم های درجه دو و سه که توانسته اند خودشان را درجه یک نشان دهند! عید فطر به خدمتشان می رسم ان شاء الله. وعده ما: پلخمون، شب دوم شوال.
دو: آخرين دستپخت ما هم درآمد. چهل و پنجمين شماره آینده سازان در دورهي كاري من. دورهاي كه بیست و دو ماه طول كشيد. روایت ماجراهای این ماه ها و روزها بماند براي اندكي بعدتر. آخرين سرمقالهام را گذاشتهام این پایین در بخش ادامه مطلب. به همین مناسبت، محمد علی بدری هم جَوگیر شده و خواسته ذکر خیری از ما اموات کرده باشد! البته من با حرفهایش کاملاً موافق نیستم.
سه: دیدار دانشجویان با رهبر انقلاب هم دو سه شب پیش از تلویزیون پخش شد. البته طبق معمول با سانسورهای بی معنایی که در صداوسیما یک جور است و در سایر رسانه ها هم یک جور. یکی دو نکته در این دیدار برایم جالب بود. "جامعه اسلامی دانشجویان" ادبیاتش حسابی رفته بود -ببخشید، آمده بود- سمت اسلام ناب و انقلابیگری و این که جنبش نرم افزاری بی توجه به دردهای عملی جامعه بی فایده است و .... . خدا را شکر. "بسیج دانشجویی" هم که انصافاْ شجاع شده و تازگی ها قوه قضاییه را جانانه نقد می کند، باز از آن حرف ها زد: «ما دغدغه ارتباط با دانشجویان جهان اسلام را داریم و از رهبری و نظام می خواهیم در این امر راهکار و بستری پیش پای ما بگذارند»! کم مانده بود بگویند رهبرا، ارتباط ما را با دانشجویان جهان اسلام برقرار کن ببینیم! وقتی حرفشان را مقایسه می کنم با فعالیت جهانی دانشجویان مسلمان اول انقلاب، آه از نهادم بلند می شود. و اما این هم از سخنان "جنبش عدالتخواه دانشجویی" در این جلسه که انتقاداتی هم به آن (البته نه به مبانی و محتوایش) دارم. از قبیل این که بعضی مطالبات خیلی کلی مطرح شده و عینی نیستند.
چهار: این مطلب علاوه بر این که تیتر ندارد، پایان هم ندارد. الّا این که باز بگویم ماه مبارک رو به اتمام است و ... ما را دعا کنید. »» ادامه یادداشت را از این جا بخوانید |
||
|
+
شنبه 29 مهر1385 6:38 - سیدمحمدجوادمیری
|
|
||
|
|
|
|
|
خدا نيستي وگرنه، اينقدر نميگريستي و نه بشري تويي كه پيش از ابوالبشري و نه فرشته فرشتگان كه خون نميريزند! *** چرا «مقدس» بدانمت وقتي به فكر نان مردمي، يا «عالِم» عالِم كه عامل نميشود يا حتي «بزرگ» بشمارم تو را كه خانهات به بزرگان نميآيد *** نه تو تا ابد محروم خواهي ماند از اينكه در باور ما بگنجي
|
||
|
+
جمعه 21 مهر1385 16:4 - سیدمحمدجوادمیری
|
|
||
|
|
|
|
|
بسمالله
سلام
بله، يك ماهي ميشود كه نيستم. چه كنم؟ نتوانستم. نقد «بهنام پدر» هم ناقص ماند. همين الآن حذفش كردم رفت.
تمام شد. «آيندهسازان» را هم تحويل دادم رفت. گرچه دو-سه هفتهاي از راه دور داشتمش؛ اما دوست داشتمش. و هنوز هم دارم. اگر ميشد، به اين زوديها رهايش نميكردم. آنهم وقتي كارها قرار است نتايجشان (يا بينتيجهبودنشان) را نشان بدهند. اما به هر حال تمام شد. و آنچه كه سرانجام نپايد، دلبستگي را نشايد.
اين مدت نه از اخبار دنيوي روز خبري داشتم، نه از احوال روحاني شب. حالا شايد فرصت بيشتري باشد براي نفس كشيدن... آي نفسكش!!
و باز وعدهاي كه: بعد از اين مرتب پلخمون را بهروز ميكنم. البته اگر زندگي و درس و غيره بگذارد. و امان از اين «و غيره» كه گاهي چشم باز ميكني و ميبيني اكثر اوقاتت را پُـركردهاست. به عبارت دقيقتر، پَـركردهاست! ...پَـــر...
همين دبيرستان دوران دانشآموزيام - كه از قضا اسم آن هم آيندهسازان است- مگر ميشود سرنزنم و از خير كاركردن با بچههاي مستعدش بگذرم؟! ... نه؛ ما تا آخر عمر دلبستهي همين وغيرهها خواهيم ماند. آمیـــــــــن!
والسلام
|
||
|
+
سه شنبه 18 مهر1385 3:1 - سیدمحمدجوادمیری
|
|
||