|
|
|
|
|
درِ خانه ی ما گاراژی است. با یک متر عقب نشینی از دیوار. و همین یک متر یا کمتر، چه سرپناه خوبی شده برای این که تک تک و جفت جفت بیایند و استفاده ببرند. کم کم داریم به این نتیجه می رسیم که یک تابلو بزنیم که:«توقف هرگونه سیگاری و دلداده ممنوع؛ حتی شما دوست عزیز!»
چند هفته ای می شود که مستند «مسافری به هند» را تحمل می کنیم. البته نه بیش از چند دقیقه از هر قسمتش را. کپی بی نظیری از شاهکار بی نظیر تر «ناتاشا در آفریقا». و هر دو نمونه ای از پیوند فرهنگی با مستضعفین جهان! و اصلاً نگاه ایدئولوژیک بخورد توی سرشان؛ کاش یک مستند جمع و جور مردم شناسانه سکولار درآمده بود. از بالیوود یا حیات وحش هند هم مستند می ساختند، ما راضی بودیم! می خواهم یکی از همین دلداده ها و دلستده هایی که پشت درِ خانه مان می ایستند را دعوت کنم برای کار در بخش تولیدات برون مرزی سیما. تا الآن که ندیده ام، اما ان شا الله که به چشم خواهری، خوش بر و رو و چشم آبی هم باشند تا کارشناسان «سیما» بپسندندشان. خدا را چه دیدی؛ شاید اصلاً تابلو بزنم: «چرا بطالت؟ چرا علافی؟ خرج از ما، گردش از شما. راز بقا در چین و ماچین، با مخلّفات اضافه، حتی برای شما دوست عزیز!» یک خدابیامرزی (البته هنوز زنده است و خدا همه ما را بیامرزد) تلنگر نوشته که از صداوسیما دست بردار و بزن توی خط دانشگاه آزاد. ببینید، من می خواستم فرهنگی باشم و ادب را رعایت کنم اما شما نمی گذارید! بالأخره دانشگاه آزاد و قوه قضاییه و ... این رشته سر دراز دارد. من هم که گفتم، اصلاً تمایلی نداشتم اما چون شما اصرار کردید فقط چند تذکر اخلاقی-اجتماعی درباب همان راز بقا عرض می کنم و عبور می کنم: - اگر هنوز مدرکتان را از دانشگاه آزاد نگرفته اید یا مدرک گرفته اید اما هنوز هیئت علمی اش نشده اید، سعی کنید خیلی این دانشگاه عزیز و وزین را مورد تحقیق و تفحص بیخود قرار ندهید. اگر گوش نکردید و از درس یا کار بر کنار شدید، نگویید نگفتی. - اگر هنوز مدرکتان را از دانشگاه آزاد نگرفته اید یا مدرک گرفته اید اما هنوز هیئت علمی اش نشده اید، اصلاً نگران نباشید. اگر بچه خوبی باشید می توانید در جریان تحقیق و تفحص از این دانشگاه هم مدرکتان را بگیرید، هم هیئت علمی بشوید و هم رییس دانشگاه آزاد منطقه چلغوزآباد سفلا. فقط کافی است کمی سعی کنید مظهر اسم ستار الهی باشید؛ خواهید دید چگونه این دانشگاه برای شما مظهر اسم رحمن و رحیم الهی می شود. - اگر اصلاً قصد ندارید وارد این دانشگاه بشوید، خب نشوید! بروید توی کمیسیون آموزش مجلس یا دادستان یک جایی شوید. مهم علاقه قلبی به این دانشگاه و هماهنگی با آن از مرحله تقنین تا قضاست. - اگر هیچ علاقه قلبی ای هم به این دانشگاه ندارید، لابد طرفدار احمدی نژاد هستید. نگفتم!؟ در این صورت مواظب باشید سیاسی کاری نکنید و همان قدر که به دانشگاه آزاد علاقه ندارید، به روند پولی شدن کل دانشگاه ها هم علاقه ای نداشته باشید. نکته: من دانشگاه آزاد را دوست دارم. «وقتی همه خواب بودند» را دیدم. بی بی (گلاب آدینه) آرزوی حاجی شدن دارد. کودکان و دیوانه روستا (محمدرضا فروتن) برای او که چشمش درست نمی بیند، حجی ساختگی دست و پا می کنند اما کریم، خشکه مقدس روستا، مخالف است... . اول نگران بودم باز از آن فیلم ها باشد که به جای دین، در ثنای سنت ساخته شده اند. همان ها که برای گریز از پیچیدگی های زندگی جدید و مصون ماندن از آفات تعقل، دین قلبی روستانشینان و پیرزنان و کودکان و دیوانگان را ترویج می کنند. «علیکم بدین العجائز» از اون جهت! اما نه؛ از جنگ سنت و تجدد خبری نبود. جنگ بین همان دین باطنی بود با دین ظاهری که نمادش کریم بود. و این قدر این جنگ پیچیده، ساده گرفته شده بود که تحول ناگهانی کریم در آخر فیلم، آن هم بدون کوچکترین انگیزه و عاملی، فاتحه این جدال را خواند. از مغز فیلمنامه که بگذریم، مابقی خوب از آب درآمده بود. از بازی ها گرفته تا گفتگوها. دعا کنیم کارگردان، معناگراتر از این که هست نشود و در فیلم های بعدی به دردهای امروز جامعه نزدیک تر شود. آمین!
جای شما خالی مشهد. این بار که رفته بودم تهران به انتقام سال هایی که خون دل خوردم، دل هر که را دیدم سوزاندم که «جای شما خالی مشهد»! این جا اندکی به درس مشغولم، اندکی خانه داری، اندکی سیاست (از زمان مرحوم ارسطو تدبیر منزل و سیاست مُدُن با هم بوده)، اندکی برای سوره می نویسم، اندکی مشغول«نگاره»ام (همان آینده سازانِ خراسان رضوی. البته اگر عاقبتمان این جا ختم به خیر شود!)، اندکی جاهای دیگر، و اندک هایی این طرف و آن طرف دردسر ساخته ام برای خودم؛ سه چهارتا کارگاه نویسندگی. از دبیرستان خودمان بگیرید تا فلان دانشکده دانشگاه فردوسی و بهمان هیئت مذهبی نوجوانان و ... . خلاصه جای شما خالی مشهد؛ حتی شما دوست عزیز... |
||
|
+
چهارشنبه 8 آذر1385 7:20 - سیدمحمدجوادمیری
|
|
||