تبليغاتX
پلخمون
ashoora-poster.blogfa.com حتماً ببینید
 

تا اطلاع ثانوی همین است که هست! پلخمون آشفته است.

    

حوزه هنری این بار هم خیلی زحمت کشید تا چاپ را هر چه می تواند به تأخیر بیندازد، اما بالأخره سوره جدید چاپ شد! سوره این بار با موضوع ویژه "تلویزیون و دینداری" تلویزیون را شسته و گذاشته کنار. در دیگ صد و خورده ای صفحه ای این شماره، ران ملخی هم از من هست؛ در بیان "هفت گناه" صداوسیما در برنامه سازی های مذهبی و "نقدی بر جشنواره فیلم دینی رویش".

   

اولین دستپختم در مشهد هم درآمد. "نگاره ۱۱۷" که فعلاً خیلی راه دارد تا قابل عرض شود. برخلاف "آینده سازان" که خیلی خیلی راه داشت. و این فاصله کمتر "نگاره" با قله هم مرهون نیروهای کیفی ای است که پیش از این در آن قلم می زده اند.

   

توفیق شد در جلسه نقد و بررسی کتاب سوم (مجموعه آگهی های طنز) اثر امید مهدی نژاد یا همان برزو بیطرف خودمان، در شهرری شرکت کنم. ابوالفضل زرویی و اسماعیل امینی دو شاعر و طنزپرداز نسل دومی هم مهمان جلسه بودند. بیشتر تعریف و تمجید از کتاب بود و فقط زرویی نقدی وارد کرد که "بعضی آگهی ها توضیح زیادی دارند و البته این گاهی به خاطر پایین بودن سطح مخاطب است."

اسماعیل امینی و ابوالفضل زرویی

   

علی دوانی  هم به رفتگان پیوست و باشد که قدرش دانسته شود، وقتی کسی قدر زندگان را نمی شناسد.

   

سرنوشت این وبلاگنویس عزیز هم خواندنی است. خودتعطیلی!

   

یکی از بچه ها برای پایان نامه اش موضوع "مخالفان مذهبی امام(ره)" را انتخاب کرده بود. دانشکده شان رهنمود فرموده که به مصلحت نیست چنین موضوعی...! گفتم: «مثلاً این دانشگاه است و مرکز پژوهش!» و گفت: «آخر اگر امروز من بچه حزب اللهی روی این موضوع کار نکنم، فردا این را هم بی بی سی باید برایشان تحلیل کند!» چندی پیش هم موضوع پایان نامه یکی دیگر از رفقا را کن فیکون کردند، چون موضوعش "قطعنامه ۵۹۸" بود! آقایان از چه می ترسند؟

   

شما بودید، آشفته نبودید؟

 

+  سه شنبه 19 دی1385  18:10  -  سیدمحمدجوادمیری  | 

 

صدام اعدام شد.

اما من آن قدرها هم از این خبر خوشحال نیستم.

صدام اعدام شد. بی آن که از خودش دربرابر یانکی ها دفاع کند.

صدام اعدام شد. بی آن که در دادگاه توضیح دهد گازی که گلوی حلبچه را سوزاند از کجا آمده بود؟

صدام اعدام شد. بی آن که حسن باقری با آن نقشه دست سازش برگردد.

صدام اعدام شد. بی آن که غاده دوباره مصطفایش را ببیند.

صدام اعدام شد. بی آن که کسی حساب کند بدون او، خمینی چقدر بیشتر بین مردمش می ماند.

صدام اعدام شد. بی آن که مادران سردشتی، با دستان تاول زده خودشان خفه اش کنند.

صدام اعدام شد. بی آن که بگوید کجا و چطور باقرصدر را کشت؟

صدام اعدام شد. بی آن که پدران عراقی، گلوله ای را که برای مغز او کنار گذاشته بودند حرامش کنند.

صدام اعدام شد. بی آن که حتی کسی از خدماتش تقدیر کند.

صدام خیلی زحمت کشیده بود.

صدام خیلی سبب خیر بود. هم برای ما، هم برای یانکی ها.

صدام بود که واسطه شد تا توی ایران مرد و نامرد از هم جدا شوند.

صدام بود که شیعیان و کردهای مبارز عراق را دودستی تحویل ایران داد تا روزی برگردند و نگذارند عراق، افغانستان شود.

صدام بود که جگر به خرج داد و کویت یانکی ها را مسخره کرد.

صدام بود که یانکی ها را قهرمان صدام کشی کرد.

صدام بود که سر همه دنیا را گرم کرد!

صدام اعدام شد. اما من آن قدرها هم از این خبر خوشحال نیستم.

 

+  شنبه 9 دی1385  18:15  -  سیدمحمدجوادمیری  |