|
|
|
|
|
خاطرات من از یک ماهنامهي کاملاً فرهنگی به توصيهي مديرمسئول محترم، بچهها با حاجآقاي فلاني مصاحبهكردهبودند (يكي از آنها كه اهميتش در مقامش است و پولي كه ميتواند بدهد!)؛ اما شكرخدا نه چيزي از مصاحبه ضبط شدهبود و نه چيزي در ذهن مصاحبهكنندهها ماندهبود كه مصاحبه را بازسازي كنند. اولين واكنش مديرمسئول محترم به يكي از بچهها اين بود كه «آبروی من را بردید». واکنش بعدیش هم پيگيريهاي ماهبهماهش بود؛ به اين اميد كه بچهها متن مصاحبه را نوشتهباشند و روابط مجموعه با حاجآقا تحكيم شود. اولين چيزهايي كه برايم توضيح دادند يكي اين بود كه خطمشيهاي محتوايي نشريه بايد ال باشد و بل باشد. يكسري عناوين خوب و كلي و بديهي و البته ناقص. جلسهي دوم به اين گذشت كه فرق بين معني ِ پاراف با خودنويس مشكي و معني ِ پاراف با خودنويس آبي چيست و «اقدام شود» با «بلامانع» است چه فرقي دارد و در اين سازمان مدير بالاتر است يا مسئول و ... . نكات جلسهي دوم را كه از همان بعد جلسه از ذهنم دور ريختم. نكات جلسهي اول را هم هيچوقت مطالبهي مجدد نكردند. در عوض هر ماه يكبار ميپرسيدند «مصاحبه ی حاجآقاي فلاني چی شد؟» و من هربار ميگفتم متني از مصاحبه وجودندارد. مشکل ِ کمبود بودجه داشتند. آن هم بدجور. البته همان زمانی که به من ِ سردبیر ِ نیمهوقت، ماهي ۸۰هزارتومان میدادند و به تلفنچی تماموقتشان ۵۰هزارتومان، به يك نيروي «خودی» كه كارش يكيدو تماس خالي در هفته بود، فقط براي همين عنوان كارش ۳۰هزارتومان ميدادند! براي سال جديد يك برنامه نوشتهبودم. يك فهرست زمانبنديشده دادهبودم كه تا اين تاريخ فلان تغيير در گرافیک ايجادخواهدشد و تا آن تاريخ بهمان تحول در توزیع و آموزش نیروها و... . بودجه را هم افزودهبودم. از دومليون تومان براي هر شمارهي پارسال كردهبودمش دومليونونهصدهزار تومان براي هر شماره. جلسهگذاشتند براي برسي بودجه و برنامهي پيشنهادي من. كلي سر «بودجه» چانهزدند و آخرش كردندش دومليونوششصدهزار تومان. به «برنامه» كه رسيديم، ورقش زدند و كاغذ را بستند. مزاح فرمودند كه «حتماْ چیزهای خوبی نوشتهاید دیگر!» گاهي توي پرينت نهايي، بعضي اغلاط را هم علامت ميگذاشتند. بعضيهاش واقعاً غلطهايي بود كه از دستدررفتهبود. بعضيهاش هم اينجوري بود مثلاً: «رهبر انقلاب اسلامی، مهم ترین نیاز را وحدت دانسته و گفت:...» بشود «رهبر انقلاب اسلامی، مهم ترین نیاز را وحدت دانستند و گفتند:...». هربار دور چند تا اسم در شناسنامه خطكشيدهميشد كه: «اينها کیاند؟» ميگفتم ميشناسمشان!! ميفرمودند «پس با مسئوليت شما!». براي سال جديد شرط كردهبودم اينكه كي در تحريريه باشد و كي نباشد را به خودم بسپاريد. قبول هم كردند، البته با اين شرط كه «كسي اگر خواست حذفشود، حتماً با هماهنگي باشد. چون در كار نيرويي، براي ما نيروها مهماند و ...». رفتم كه ببينم مديرمسئول گفته چه مواردي اصلاحشود. ديدم کنار شناسنامه نوشته «اسم تحريريه حذف شود و اسم هركس زير مطلبش بخورد». گفتم خيلي ستونها نبايد اسم داشتهباشد. بعضيها هم ممكن است يك شماره مطلبي نداشتهباشند. آخر چرا؟ فرمودند: «یکی که قبلاًها در تحریریه بوده شکایت کرده که من را بیمه نکردهبودهاند.» گفتم مگر تحريريه بايد بيمه شود؟ فرمودند «شايد». گفتم خب بيمهشان كنيد. فرمودند «نميتوانيم». گفتم من هم نميتوانم اسم تحريريهام را حذفكنم. من با آدمكوكي كار نميكنم. كدام ِ اينها ممكن است بروند دادگاه چنين شكايتي بكنند؟! فرمودند «فلاني و فلاني». گفتم من مجله را در نميآورم كه بگويم درشآوردهام. آدمها احترامدارند. فرمودند «بالأخره اين از مصالحيست كه بايد رعايتكنيد». گفتم مجبور نيستم براي شما كار كنم. اسمي را هم حذف نميكنم. اگر خواستيد خودتان توش دست ببريد... استعفايم كه جدي شد، گفتم اگر خواستيد اسم تحريريه را حذف كنيد، حتماً اسم من را هم با آنها برداريد. به جاي اينكه اسم تحريريه را نگهدارند، واقعاً همين كار را هم كردند!
|
||
|
+
یکشنبه 27 خرداد1386 23:28 - سیدمحمدجوادمیری
|
|
||
|
|
|
|
|
+
شنبه 26 خرداد1386 1:2 - سیدمحمدجوادمیری
|
|
||
|
|
|
|
|
هرجابروم، ميشودخانهام
تقديم به بچه هایی که او را ندیده اند... 1 ۲ با داداش خوشنويسي كار ميكرد. * آن قدر خطشان شبيه هم شده بود كه وقتي نصف كاغذ را روحالله مينوشت و نصفي را مرتضي، هيچكس نمیفهمید اين، دو تا خط است. ۳ دراویش آمده بودند توي حجرههاي فيضيه و جا خوش كرده بودند. هيچكس هم حريفشان نبود. يك بار روحالله با يكي از دراويش جروبحثي كرد و يك سيلي آبدار گذاشت در ِ گوشش. * حالا ديگر حريفشان ميشدند. بيرونشان هم كردند. ۴ كسي را نپسنديده بود. الّا دختر آقای ثقفی، که او هم رضایت نمیداد. * با صحبتهاي زياد و چند بار خواب ديدن، بالأخره حاضر شد با آقا روحالله ازدواج كند. عقد را در حرم حضرت عبدالعظيم خواندند و ماه مبارک يك عروسي ساده گرفتند. همان اول به خانم گفت: - هر كاري ميخواهي بكن، فقط گناه نكن. * يك خانه اجاره كردند و جهاز خانم را آوردند. تنها چيزهايي كه آقا روحالله به اثاثيه اضافه كرد، يك گليم بود، يك دست رختخواب، يك چراغ خوراكپزي، يك قابلمهي كوچك، يك قوري با استكان و نعلبكي.
۵ زمستان بود. داشتيم با هم ميرفتيم درس عرفان آيتالله شاهآبادي. سر راه، زنی نشسته بود لب رودخانه. داشت لباس و كهنه ميشست. يخها را ميشكست، لباسها را ميشست، دستش را با دماي بدنش گرم ميكرد و باز... آقا روحالله ايستاد. لباسها را دو نفري شستند. آدرساش را هم گرفت. بعد هم گفت: - از اين به بعد بياييد منزل ما. ميگويم آب را برايتان گرم كنند. (بقيه در ادامهي مطلب) »» ادامه یادداشت را از این جا بخوانید |
||
|
+
یکشنبه 13 خرداد1386 13:29 - سیدمحمدجوادمیری
|
|
||
|
|
|
|
|
فصلبازگشتبهمبانيفكريانقلاب
بسم الله الرحمن الرحيم «و اذ قال ربك للملائكة اني جاعل في الارض خليفة، قالوا اتجعل فيها من يفسد فيها و يسفك الدماء و نحن نسبح بحمدك و نقدس لك، قال اني اعلم ما لاتعلمون» **** حضور رهبر فرزانه انقلاب در میان جوانان دانشجوی استان خراسان رضوي و سخنان ایشان درباره «تبیین مدل اسلامی-ایرانی پیشرفت» می تواند مقدمه ای بر جهش علمی بزرگ دانشگاهها به سوی ایفای نقش در احیای تمدن نوین اسلامی باشد. البته شرط این جهت گیری این است که بدون عبور اهمال گرانه از کنار دیدگاههای رهبر انقلاب و برخورد شعاری با آن، به زوایای مختلف این دیدگاهها و دغدغه ها توجه شده و چارچوب نظری مورد اهتمام ایشان به خوبی تبیین گردد. بدون این نگاه تحلیلگرایانه، نتیجه یا عبارت خواهد بود از برخورد مقطعی و تشریفاتی با آن، و یا فعالیتهای ضعیفی که نه تنها به پیشبرد اهداف مورد نظر رهبری نمی انجامد بلکه حتی ممکن است به این حرکت خلل وارد کند. تنها به عنوان مقدمه ای بر تحلیل سخنان رهبر انقلاب در دانشگاه فردوسي مشهد، نکاتی گوشزد می شود. 1- از بزرگترین خلأهای موجود در حرکتهای فرهنگی و سیاسی دانشجویی، بی مهری نسبت به مبانی ایدئولوژیک و خودسازی عقیدتی است. بسا مجموعه های دانشجویی ای که برای انجام فعالیتهای زودبازده آمادگی کامل دارند اما وقتی نوبت به مطالعات و مباحثات فکری می رسد، با بی حوصلگی نسبت به این مسائل برخورد می کنند. این روحیه نه تنها منجر به تهی شدن حرکت های دانشجویی از محتوا و هدف می شود بلکه باعث می شود افکار بی ریشه اما جذاب و حق نما، در مقاطع مختلف جای خود را در محیطهای دانشجویی بازکرده و نوعی احساس استغنای فکری نسبت به مبانی ایدئولوژیک انقلاب اسلامی را در آنها به وجود بیاورد. تاکیدات مکرر رهبر انقلاب بر «خودسازی فکری» و روش روشن معظم له در تبیین «مبانی انسان شناختی» برای رسیدن به الگوی عملی پیشرفت بومی، نشانگر جایگاه خطیر مبانی ایدئولوژیک در اندیشه ایشان است. «معنویت دینی» که رهبر انقلاب اسلامی آن را جوهره و وجه تمایز تمدن اسلامی از تمدن غرب می دانند، اگر به معنویتی فارغ از استحکام فکری و نظری تفسیر شود، تفاوتی با معنویت مورد ادعای غرب نخواهد داشت. معنویت ناب دینی زاییده جهان بینی جامع نظری و زایندهی جامعه پردازی پویای عملی است که این دومي نیز بدون مبانی نظری متقن ممکن نیست. تشکل های دانشجویی به ویژه تشکل های دانشگاهی مشهد مقدس اگر می خواهند دنبالهی حقیقی جوانان مسجد کرامت و مسجد امام حسن مجتبی (ع) باشند، باید به تعبير رهبر انقلاب، «مبانی نهضت اسلامی» را همچون آنان با اتکا به کار فکری مستمر و معنادار به دست آورند تا بتوانند استمرار علمی و عملی نهضت را در دهههای آینده تضمین کنند. کارنامه تشکلهای اجتماعی، سیاسی و فرهنگی دانشگاهی و غیر دانشگاهی در رجوع مستمر به مبانی قرآنی، تاریخی، فلسفی و بازخوانی دائم اندیشه های بنیادین رهبران فکری انقلاب اسلامی از جمله امام راحل (ره) و استاد شهید مرتضی مطهری کارنامه قابل عرضهای نیست و باید در این عرصه تجدید نظری اساسی صورت گیرد. 2- نگاه دقیق رهبر فرزانه انقلاب اسلامی به مقوله تحول و پیشرفت و نقد افراط ها و تفریط ها در این زمینه، از کلیدهای مهمی است که همگی باید به آن توجه عمیق داشته باشند. چه بسیار که شاهد بوده ایم فضای تشکلهای دانشگاهی به سبب ضعف مبانی نظری، دچار این نگاههای افراطی یا تفریطی شده اند. گاه با تمسک به بعضی از آموزه های روشنفکری غربي و گاه با رویکرد متحجرانه به مخالفت افراطی با هرآنچه بویی از تجربه بشری و توسعه برده، پرداختهاند و گاه با روحیه ای مأیوس از زایش نظری مبانی انقلاب اسلامی، حساسیت خود به بلعیده شدن نظام اسلامی در نسخهی نظم نوین جهانی را از دست داده اند. آنگاه که اندیشه های ناب امام راحل، رهبر انقلاب اسلامی، شهید مطهری و سایر متفکران انقلاب مورد بی توجهی واقع شده و این چهرهها صرفا تبدیل به چهره های بزرگ داشتنی -و دیگر هیچ- می شوند، بروز چنین رویکردهایی طبیعی است. امروز روز بازگشت به مباني عميق فكري انقلاب اسلامي است و فضاهای دانشجویی باید به دقت مراقب باشند که برای پیگیری دغدغه های رهبر انقلاب اسلامی در این زمینه، عملاً در دام مبانی نظری جذاب اما بی عمق افراطی و تفریطی قرار نگیرند. تحلیل دقیق رویکرد خاص رهبری مثلاً فرمایش ایشان مبنی بر استفاده از ماده عملی غرب با صورت بندی جدید، از نیازهای نظري مبرم برای آغاز صحیح مسیر پیگیری دغدغهی الگوی پیشرفت ایرانی-اسلامی است. 3- جمع بین آرمانگرایی و امیدواری نکته کلیدی دیگری است که می تواند معیار سنجش فضای تشکلهای فعال دانشگاهی و غیر دانشگاهی قرار گیرد. آنچه در این فضاها مرسوم است یا رویکردی آرمانگرایانه اما سرشار از تلخی و حس شکست خوردگی در مسیر تحقق آرمانهای انقلاب تا کنون است و یا اگر نشانه ای از امیدواری و ارزیابی مثبت از عملکرد نظام مشاهده می شود، این روحیه و نگاه به قیمت کوتاه آمدن از آرمانهای متعالی انقلاب و اتخاذ رویکرد توجیه گرایانه است. جمع بین «آرمانگرایی کامل» (که برای چندمین بار مورد مطالبه صریح رهبر انقلاب قرار گرفت) و «روح امید و اعتماد به نفس و مثبت نگری» در ارزیابی گذشته و تعیین چشم انداز آینده (كه آن هم مورد تاكيد رهبر انقلاب در اين ديدار بود)، هنر بزرگی است که البته تشکلها و فعالان دانشجویی آن را بدون تمسك دو چیز بدست نخواهند آورد. اول عقلانیتی فراگیر و متکی به اندیشههای متعالی انقلاب اسلامی، و دوم به دست آوردن واقعگرایی آرمانگرایانه. هر یک از آرمانگرایی و واقعگرایی بدون دیگری قاتل اصل آرمانگرایی اند و تنها واقع گراییای که تفصیل و تحلیل آرمانگرایی باشد می تواند ما را در مسیر تحقق آرمانها یاری کند. 4- از دیگر دغدغههای رهبری که در دیدار ایشان با طلاب و روحانیون مشهد مقدس نیز منعکس بود، لزوم فضای تحمل طرفینی میان مشربهای نظری و سلایق عملی مختلف است. تا وقتي اهالی دین و انقلاب، تفاوتهای نظری و عملی خود را بهانه ای برای جبههگیری و تنش بکنند، دشمن پیروز خواهد شد. در دو دهه گذشته شاهد بودهایم که درگیریهای کوته نظرانه میان تشکلهای دانشجویی -به هربهانهای و در هر موقعیتی- باعث ايجاد رویکردی انفعالی در برابر همدیگر در عوض رویکردی فعالانه در مطالبه و تحقق بخشی آرمانهای انقلاب بوده است. بدیهی است شعار وحدت به معنای محکوم کردن اختلاف نظرها نیست بلکه به معنای ایجاد فضای همدلانه برای رشدی مطابق ظرفیت و لیاقت هر گرایش نظری و عملی است که خود را برای خدمت به اندیشههای ناب دینی و انقلابی مهیا کرده است. ***** در پایان لازم است ارزیابی کوتاهی از شیوهی برگزاری و انعکاس جلسه داشته باشیم. مدیریت رسمی در فضای پویای دانشجویی تا آن حد که حتی همه شعارها نیز از تریبون صادر شود، عدم اختصاص فرصت به همه تشکلهاي دانشجویی علیرغم تاکیدات همیشگی رهبر انقلاب بر طرح دیدگاههای مختلف دانشجویی، بی توجهی برخی دانشجویان در استفاده مناسب از وقت و طرح مطالبات کلی و گاه غیر واقعی به جای طرح مطالبات عینی، دقیق، مدلل و اولویت بندی شده و از طرفی انعکاس ناقص سخنان دانشجویان از صدا و سیما نمونه اشكالاتي است که با تجدید نظر در آن ها میتوان به نمونهای ایدهآل تر از مدیریت صحیح چنین جلسات مهمی نزدیک شد. ان شاء الله.
مجمع مطالبه مردمي مشهد مقدس 7 خرداد 1386
|
||
|
+
دوشنبه 7 خرداد1386 11:34 - سیدمحمدجوادمیری
|
|
||