تبليغاتX
پلخمون
ashoora-poster.blogfa.com حتماً ببینید

 

سرنوشت:

پيش‌تر (نيز اخيراً) اميد مهدي‌نژاد به من هشدار داده‌بود اداي شاعران را درنياورم. ولي چه مي‌شود كرد با اين اخلاق مگسي كه گاهي بدجور هوس جولان دادن در عرصه‌هاي مختلف سيمرغي را مثل ريگ می‌کند توي كفش آدم و آدم را مجبور مي‌گند به پاكردن توي كفش بزرگترها. پس با(بي)اجازه‌ي عموم سيمرغان، شانه‌به‌سران و چغوكان آسمان پرترافيك ادب فارسي.

 

 

 

يا رب، به عنايتت سرافرازم كن

جانم بستان و صاحب رازم كن

دنياي مفيد و مختصر من را بس

پس صاحب برج‌هاي شيرازم كن۱

 

    

 

كارم همه روز برج و بارو سازي‌ست

«من راضي و خر راضي» و باقي، بازي‌ست

پرسند اگر ز صاحب برج، بگو:

بي‌شك خود خواجه حافظ شيرازي‌ست۲

 

    

 

بايد كه مطالبات، تلطيف شود

دانشجوي بي‌عاطفه توقيف شود

تفهيم شود تلازم «برج» و «نظام»

حرفي نزند نظام تضعيف شود۳

 

    

 

رند گويد: شعله بر اين برج شيرازي زنيم

محتسب خندد كه: حد بر رند ناراضي زنيم

«صدق» و «كذب» هر دو را پرسيدم از قاضي‌القضاة

گفت: بهتر نيست حرف از «منطق فازي» زنيم؟!۴

 

    

 

اي كه هر چي بامرامه، كشته و مرده‌ي توست

بار هر چي تهمته، رو نــازنين گـُرده‌ي توست

بس كه خوش‌غيرتي و بددهنا رو مي‌گيري

حتي مافياي سيرجون‌م «زمين‌خورده»‌ي توست۵

 

 

 

پانوشت:

1. در تفقد از برج‌سازي غيرقانوني در شيراز فرمايد.

2. در ماست‌مالي كردن رديابي عوامل ِ برج‌سازي غيرقانوني در شيراز فرمايد.

3. در تأييد حبس چندي از دانشجويان معترض به ماست‌مالي كردن رديابي عوامل ِ برج‌سازي غيرقانوني در شيراز فرمايد.

4. در صلح كل و تبرئه‌ي رييس قوه‌ي قضاييه از لوثِ حبس چندي از دانشجويان معترض به ماست‌مالي كردن رديابي عوامل ِ برج‌سازي غيرقانوني در شيراز فرمايد.

5. ايضاً له خطاب به اجابت شکایت شاکیان رسمی کرمانی از طلبه‌ي سيرجاني اعني حجت‌الاسلام جهانشاهي همو كه -عياذاً بالله- زمين‌خواران سيرجان را چپ نگريسته‌بود و بد گفته بود.

 

+  پنجشنبه 22 آذر1386  16:10  -  سیدمحمدجوادمیری  | 

 

رییس صداوسیمای خراسان رضوی هم معتقد است

هنوز خیلی کارها نشده است...ر

 

این گفت و گو را شاید یکی دو ماه پیش با مدیرکل صداوسیمای خراسان رضوی، جناب آقای موسوی مقدم، انجام دادم. دو سه هفته پیش هم در هفته نامه شهرآرا منتشر شد. البته با حذفیاتی که در این جا زیر موارد محذوفه را خط کشیده ام. اگر کسی توانست بفهمد فلسفه حذف این جملات و جایگزین کردن یکی دو جمله کلی به جای آن ها مثل «بعضی انتقادات را از این منظر وارد می دانید؟»! چه بوده و به ما هم بفهماند، پیش من جایزه دارد. توضیح بیشتری نمی دهم و قضاوت درباره این گفت و گو را به خودتان می سپارم. که اگر نسپارم چه می توانم بکنم؟!

 

شاید مهمترین سؤال این باشد که برای «خراسانی»شدن این شبکه چه کرده اید؟ یعنی چه تدبیری اندیشیده اید که محتوای شبکه خراسان رضوی متکی به توقعات، قابلیت ها و فرهنگ این منطقه و این مردم باشد.

 

بومی بودن شبکه های استانی چند شاخصه اصلی دارد. اولین شاخصه، توجه به ادبیات و لهجه خاص منطقه است. البته استان خراسان رضوی زبان و لهجه واحدی ندارد ولی ما سعی کرده ایم از لهجه های مختلف محلی حتی المقدور استفاده کنیم.

مؤلفه ی دوم، توجه به آداب و سنن فرهنگی استان است که خراسان رضوی از این جهت خیلی غنی است. تا به حال سعی کرده ایم از فرهنگ عامیانه بهره بگیریم و آداب و رسوم سنتی را به تصویر بکشیم.

مؤلفه ی سوم، توجه به سرمایه های تاریخی و ظرفیت های فعلی فرهنگی است.

مؤلفه ی چهارم، اطلاعات و اخبار بومی است.

 

فکر نمی کنید پخش سریال های شبکه ی تهران از شبکه ی استانی خراسان، با بومی بودن این شبکه منافات داشته باشد؟

 

برنامه های شبکه تهران با برنامه های شبکه های سراسری متفاوت است. اگرچه این ایده آل است که شبکه های استانی توان ساختن برنامه های مستقل را کاملاً داشته باشند، اما به دلیل محدودیت هایی که در مسیر تولید سریال ها و ویژه برنامه ها در مراکز استان ها هست، ناچاریم بعضی برنامه های شبکه تهران را به عنوان تأمین استفاده کنیم. امیدوارم به آنجا برسیم که خودمان نیاز شبکه مان را تأمین کنیم.

 

این موانع یا محدودیت ها چیست؟ توان مالی در شبکه ی خراسان وجود ندارد؟ یا فیلمنامه نویس ندارید؟ یا... ؟

 

(پر واضح این که: ادامه، در لینک ادامه مطلب!)


»» ادامه یادداشت را از این جا بخوانید
+  پنجشنبه 1 آذر1386  12:53  -  سیدمحمدجوادمیری  |