|
|
|
|
|
نامه ای در شب اجرای حکم
اثر شاعر مبارز مصری، شهید هاشم الرفاعی
مترجم که نیستم هیچ، مترجمان را هم خیلی دوست ندارم! متن این قصیده ی عربی سال ها ورد زبانم بوده و با این که می دانم ترجمه ام ناقص است، راه دیگری برای ترویج اصل اثر پیدا نکرده ام. هنوز بعضی از مشکلات متن عربی قصیده برایم حل نشده اما از هر آن چه فهمیده ام با تمام وجود لذت برده ام. و به امید همین که بهانه ای برای آشنایی دیگران با این شعر پرشور ساخته باشم، این ترجمه ی نه چندان پایبند به متن اصلی و نه چندان حماسی را تقدیم می کنم... السلام علیه یوم وُلِد و یوم مات و یوم یُِبعَث حیّاً...
بابا چه بنويسم برايت؟ انگشتانم چه مي توانند بنويسند، وقتي جلاد با طناب دار انتظار گردنم را مي كشد! بابا اين نامه را دارم از دل سلولم برايت مي نويسم سلولي تاريك و نمور با ديوارهايي از سنگ و شب -اين آخرين شب زندگي من- مثل كفن مرا در خود پيچيده شبي كه می دانم به زودی خواهد گذشت و در پس آن تو خواهي ماند و جسدی که باید بر دوش بکشی شب با آرامش مرگبار مرا به بر كشيده و من در آغوش سرد او غرق خاطراتم شدهام ... »» ادامه یادداشت را از این جا بخوانید |
||
|
+
شنبه 24 فروردین1387 23:24 - سیدمحمدجوادمیری
|
|
||