تبليغاتX
پلخمون
ashoora-poster.blogfa.com حتماً ببینید

صد فرمان روشنفکری

بندهایی از آخرین آیین نامه ابلاغی ستاد مرکزی انتلکتوئیسم واحد جهانی


1- همه انسان ها با هم برابرند.

2- سرمایه داران و رسانه داران حدوداً برابرترند.

3- روشنفکران با آنان خواهر برادرند.

4- هیچ چیز قطعی نیست.

5- فرمان قبلی قطعی است و کسی حق تشکیک در آن را ندارد.

6- پیپ روشنفکران برتر از جیپ یانکی هاست.

7- سرنوشت هر کشوری باید به دست مردم پایتخت همان کشور رقم بخورد.

8- نظریه پرداز عبارتست از روشنفکری که در پایتخت می نشیند و به پایتخت می اندیشد.

9- روستا، ننگ آفرینش است؛ جز آن گاه که سوژه عکاسی یا فلیم کوتاه تجربی باشد.

10- هر انسانی حق دارد خود انتخاب کند که چگونه سخن روشنفکران را بپذیرد.

11- مثل مردم حرف زدن خجالت دارد.

12- روشنفکر هر جا رود، باید قدر بیند و در صدر نشیند.

13- جلال آل احمد یک گزارش نویس تندمزاج بوده است پس روشنفکر نبوده است.

14- علی شریعتی یک بچه دهاتی انقلابی بوده است پس روشنفکر نبوده است.

15- هر کس فرمان های روشنفکری را نپذیرد، بمب هسته ای دارد و بو می دهد.


 ادامه دارد...

+  جمعه 3 مهر1388  15:30  -  سیدمحمدجوادمیری  | 

این ها، عاشقانه هایی ست انتقادی با نخست وزیر باسابقه و محبوبم (و نه کاندیدای امروزیِ یکی به نعل و یکی به میخم!)، میرحسین موسوی. این سه رباعی واره را وبلاگنویس ها به گوش خبرنگارها برسانند و خبرنگارها به گوش ابوالفضل فاتح. و ابوالفضل فاتح به گوش خود میرحسین عزیز. اگر ظرف سه روز تغییری در مواضع ایشان بوجود نیامد، پلخمون بالإجبار با لحنی دگرگونه سخن خواهد گفت. شنبه شب، پایان مهلت است (پیش تر، جمعه شب مهلت نهایی اعلام شده بود، اما با پادرمیانی بعضی از مقامات بلندمرتبه، این مهلت تمدید شد تا گذر از تعطیلات آخر هفته دیگر حجتی برای کسی باقی نگذارد). به میرحسین موسوی عزیز پیشنهاد می کنم اخطار مرا جدی بگیرد، چون تجربه ثابت کرده است که حق بر باطل، خون بر شمشیر و پلخمون بر هیمنه تمامی رسانه های کشور -از صداوسیما گرفته تا رجا و فارس و کلمه و قلمه- پیروز است. مادام که عمل به تکلیف کند، ان شاء الله...

هرچند سوابقت مرا در یاد است

هرچند خمینی آبرویت داده ست...

از نو به امام عرض شاگردی کن

چون «میزان، حال فعلی افراد است»*

 

گفتی که «مجال ماجراجویی نیست...

در جنگلِ گرگ**، جای حق گویی نیست»

اما گرگِ مضحکه چی، آبرویش

امروز جز آبِ رفته در جویی نیست***

 

گفتی دو دهه ست بی تریبون ماندی...

ای دوست، تویی که این چنین درماندی

آموزش افتتاح وبلاگی را

می رفتی و در بلاگفا می خواندی! ****


* جمله ای است از امام روح الله جهت تصحیح پیشاپیش تمجیدهایی که از افراد مختلف کرده است.

** تعبيري است از اميد مهدي نژاد

*** نمي دانم واقعاً توقع داشته ایم امریکا و بریتانیا و اسرائیل و غیره برایمان کف بزنند در مجامع عمومی؟ ۱۶ سال تربیت سیاسی سکولار ما را به جایی رسانده که مسخره کردن های دشمن را موجب تحقیر بشماریم!

**** برای برون رفت از این بحران ادعاییِ فقدان تریبون، راه های ساده تری جز زدن وبلاگ در بلاگفا هم بوده است! در صورت لزوم جمعه شب یادآوری شان می کنم.


+  چهارشنبه 6 خرداد1388  11:27  -  سیدمحمدجوادمیری  | 

 

 

توضیح زائد: قبلاْ با یکی-دو کار خُنُک، علاقه ی مفرط خود به داشتن یک خبرگزاری را ابراز کرده بودم. (مگر ما از مدیر فاکس نیوز و ایرنا و غیره چی کم داریم؟ والّابه خدا!) حالا با راه افتادن «راهنا»ی راه و استخدام این بنده در آن، عجالتاً از خیر پلخ-نیوز گذشته ام و این میل غریزی حقیر به نحو قابل اعتنایی تسکین یافته! این ها هم که می خوانید، نمونه هایی از خبرهای (نـ)طنزی است که برای شماره های اول و دوم مجله ی راه نوشته ام.

توضیح لازم: راهنای راه، دسته جمعی نوشته می شود. شما هم بنویسید. بله، حتی شما دوست عزیز! بعد ایمیل کنید به raahnaa@gmail.com . باور کنید ما می توانیم!! برزو بیطرف هم از اول به این ترتیب نبود که. والّا به خدا!

 

  

بلوتوث به عالم معنا خواهد رفت

در پی استقبال شدید مدیران سیما از سریال معنوی-خانوادگی «پیامک از دیار باقی»، سریال جدیدی در همین راستا تولید خواهد شد.

سیروس مفخم، کارگردان محبوب سیما، در گفت و گو با خبرنگار راهنا در این باره گفت: به تصویر کشیدن «اون دنیا» همواره از آرزوهای مدیران معناگرا و دغدغه مند سیما بوده و من با درک صحیح از این شرایط خود را آماده هر گونه بالارفتن از عالم معنا کرده ام. وی همچنین از کلید کردن بر پروژه ی جدید خود به نام «بلوتوث بازی در برزخ» خبر داد. وی که در حاشیه ی یک جلسه ی احضار روح سخن می گفت، افزود: «بلوتوث بازی در برزخ» با کمک جمع کثیری از مشاورین مذهبی سیما طراحی شده و لحظات شاد و دلهره انگیزی را برای بینندگان ایجاد خواهد کرد. قهرمان این سریال یکی از بازیگران ایرانی خواهد بود که قصد دارد در عالم برزخ، مقدمات ازدواج موقت خود با روح سرگردانِ چند زن را از طریق بلوتوث بازی فراهم کند، اما ناگهان متوجه می شود... .

لازم به ذکر است بازسازی صحنه ی قبض روح و نیز حضور نکیر و منکر در قبر، گوشه ای از ابتکارات این سریال جدید است که برای به هدایت کشیدن مخاطبان سیما تدارک دیده شده اند. مفخم ابراز امیدواری کرد این سریال برای ماه مبارک آماده ی پخش شود.


»» ادامه یادداشت را از این جا بخوانید
+  یکشنبه 12 خرداد1387  7:31  -  سیدمحمدجوادمیری  | 

 

سرنوشت:

پيش‌تر (نيز اخيراً) اميد مهدي‌نژاد به من هشدار داده‌بود اداي شاعران را درنياورم. ولي چه مي‌شود كرد با اين اخلاق مگسي كه گاهي بدجور هوس جولان دادن در عرصه‌هاي مختلف سيمرغي را مثل ريگ می‌کند توي كفش آدم و آدم را مجبور مي‌گند به پاكردن توي كفش بزرگترها. پس با(بي)اجازه‌ي عموم سيمرغان، شانه‌به‌سران و چغوكان آسمان پرترافيك ادب فارسي.

 

 

 

يا رب، به عنايتت سرافرازم كن

جانم بستان و صاحب رازم كن

دنياي مفيد و مختصر من را بس

پس صاحب برج‌هاي شيرازم كن۱

 

    

 

كارم همه روز برج و بارو سازي‌ست

«من راضي و خر راضي» و باقي، بازي‌ست

پرسند اگر ز صاحب برج، بگو:

بي‌شك خود خواجه حافظ شيرازي‌ست۲

 

    

 

بايد كه مطالبات، تلطيف شود

دانشجوي بي‌عاطفه توقيف شود

تفهيم شود تلازم «برج» و «نظام»

حرفي نزند نظام تضعيف شود۳

 

    

 

رند گويد: شعله بر اين برج شيرازي زنيم

محتسب خندد كه: حد بر رند ناراضي زنيم

«صدق» و «كذب» هر دو را پرسيدم از قاضي‌القضاة

گفت: بهتر نيست حرف از «منطق فازي» زنيم؟!۴

 

    

 

اي كه هر چي بامرامه، كشته و مرده‌ي توست

بار هر چي تهمته، رو نــازنين گـُرده‌ي توست

بس كه خوش‌غيرتي و بددهنا رو مي‌گيري

حتي مافياي سيرجون‌م «زمين‌خورده»‌ي توست۵

 

 

 

پانوشت:

1. در تفقد از برج‌سازي غيرقانوني در شيراز فرمايد.

2. در ماست‌مالي كردن رديابي عوامل ِ برج‌سازي غيرقانوني در شيراز فرمايد.

3. در تأييد حبس چندي از دانشجويان معترض به ماست‌مالي كردن رديابي عوامل ِ برج‌سازي غيرقانوني در شيراز فرمايد.

4. در صلح كل و تبرئه‌ي رييس قوه‌ي قضاييه از لوثِ حبس چندي از دانشجويان معترض به ماست‌مالي كردن رديابي عوامل ِ برج‌سازي غيرقانوني در شيراز فرمايد.

5. ايضاً له خطاب به اجابت شکایت شاکیان رسمی کرمانی از طلبه‌ي سيرجاني اعني حجت‌الاسلام جهانشاهي همو كه -عياذاً بالله- زمين‌خواران سيرجان را چپ نگريسته‌بود و بد گفته بود.

 

+  پنجشنبه 22 آذر1386  16:10  -  سیدمحمدجوادمیری  | 

 

گفت‌وگوي خفن روزنامه‌ي منتهن با محمدمُجاب جان‌به‌جاني، مرد زيرپرده‌ي سياست خارجي

بستري‌براي‌نزديكي‌به‌آمريكا
 

پس از ورود به اتاق محمدمجاب جان‌به‌جانی، تابلويي رنگ و رو رفته ديده مي‌شود كه مردي مچاله‌شده را به تصوير كشيده است. او مي‌گويد: اين مرد، تصوير نيك‌براون است كه هنوز از بابت خوردن كلوچه‌هاي لاريجان در مذاكره‌ي قبلي رودل دارد و بر اين بوم نقاشي، با هنرمندي دارد بدجور به خود مي‌پيچد.

محمدمجاب جان‌به‌جانی به‌رغم آنكه داراي دكتراي ديپلماتسي است، به مطربي بسيار علاقه دارد. اما تنها برادرش مطرب است و خود از اين هنر بي‌بهره. او در ساختماني در ميدان نياوران مستقر است كه خود مي‌گويد زمان شاه قرار بود من به جاي اين‌جا توي خانه‌ي پدري‌ام باشم كه البته بحمدالله اينگونه نشد. در محوطه اين ساختمان زيبا و سرسبز قناتي نيز وجود دارد كه بالاي ورودي آن نوشته شده «اگر چه بين من و جرج‌، هزار فرسنگ است/ خوشم که رو سر هر دو، هوا همین رنگ است».

جواد لاريجاني مردي خوش‌فكر، خوش‌مشرب، خوش‌تيپ و خوش‌حال است و البته علاقه وافري دارد كه در زير‌پرده مطربي كند. گرچه به ما مي‌گويد كه بيش از اندازه روي پرده است.او به طرز زيركانه‌اي از سياست خارجي دولت نهم انتقاد مي‌كند و البته همزمان از بعضي محاسن بور اخوي‌اش نيز مي‌گويد.

خلاصه گفت‌و‌گو

1- در سياست خارجي نبايد هر كس هر چيز به ذهنش رسيد، عمل كند. فقط ماييم كه هر چيز به ذهن‌مان رسيد را عمل مي‌كنيم. دولت بايد از همه نيروها، حتي كساني كه در كمپ سياسي دولت نيستند استفاده كند. همه‌ي نيروها هم، حتي كساني كه در كمپ سياسي مملكت نيستند، بايد از دولت استفاده‌كنند.
2- مذاكره با شيطان در قعر جهنم دووز دارم. ميخواام.
۳- نبايد بگذاريم اختلاف ما با آمريكا شعله‌ور شود. حالا اون يك كاري كرده؛ تو چرا خودشو عصباني مي‌كني؟
۴- راجع به منافع ملي دو كشور بايد با آمريكا صحبت كنيم. راجع به منافع بين‌المللي هر دو كشور، خودش تصميم مي‌گيرد.
۵- چه كسي گفته سياست پدر و مادر ندارد؟ زمان پدرش است، ما مادرش.
۶- نبايد نگران تخاصم آمريكا باشيم. ما تخاصم را با گفت‌و‌گوهاي بيشتر مديريت مي‌كنيم.
۷- آمريكا نياز دارد، ما هم كه نفت و گاز داريم. پس چه حاجت به نگراني‌هاي صدتا‌يه‌غاز داريم؟


پلخمون: آقاي دكتر، عموماً از جنابعالي به عنوان مرد زيرپرده سياست خارجي ايران نام برده مي‌شود. اين تعبير چقدر درست است؟

من اينقدرها كه شما مي‌گوييد زيرپرده نيستم. براي من زير و روي صحنه مهم نيست. هميشه آمادگي دارم در حوزه‌هايي مثل سياست خارجي تار بزنم. تفاوتي نيز برايم ندارد كه صدايش كي دربيايد يا چه دولتي در راس كار باشد.

معمولا در چه مواردی برای این تارزنی از شما كمك گرفته مي‌شود؟

بستگي دارد. اين كمك مي‌تواند طراحي مذاكره‌ي مستقيم باشد يا مي‌تواند مديريت يك گپ‌و‌گفت بين‌المللي باشد. حتي مي‌تواند گفت‌وگو با طرف‌هاي خارجكي هم باشد. مهم اين است كه كلاً من مذاكره دوست دارم.

آخرين باري كهدر اين زمينه مورد استمداد قرار گرفتيد، چه زماني بود؟

خيلي زياد رخ داده.

نه، جون من، آخرين بار چه زماني بود؟

اجلاس اردن بود كه من به عنوان شخص حقيقي به آن‌جا رفتم نه حقوقي.

اما برخي از گزارش‌هاي نشريات خارجي، حكايت از آن داشت كه شما براي رايزني با طرف‌هاي آمريكايي به اين سفر رفته‌ايد و اتفاقا در آنجا نيز با قيد مرد پشت پرده سياست خارجي از شما نام برده شد.

در 10، 15 جلسه‌ي مختصر -و البته مفيد-ي كه آنجا برگزار شد، من جزيي از پرده بودم و در آنجا نيز از همه ملل از جمله برخي آمريكايي‌ها حضور داشتند. جاي دوستان خالي.

مي‌گفتند كه نقش شما در اجلاس اردن، زمينه‌سازي براي گفت‌وگوهاي بعدي ايران و آمريكا در عراق بوده. منظورم گفت‌وگوهايي است كه بين آقاي كاظمي و رايان كراكر انجام شد. درست است؟

نه آقا، كا را كوچك جلوه ندهيد. مگه الكيه؟ خيلي پيش‌تر از اجلاس اردن روش زحمت كشيديم.

فكر مي‌كنيد همچنان بايد سر عراق مذاكره كنيم؟

بله. بايد سر كچل عراق اوستا شويم تا ان شاءالله در ساير حوزه‌ها هم يك شكم سير مذاكره كنيم.

در چه حوزه‌هايي مثلاْ؟

امنيت منطقه خليج‌فارس، بحران دارفور، قيمت گوجه‌فرنگي، اعلام اسامي مفسدان اقتصادي، مكان برگزاري نمايشگاه كتاب، ادامه بازي‌هاي علي دايي، قيمت بنزين، سنديت فيلم دست‌دادن خاتمي و خلاصه هر موضوع ديگري كه ما بتوانيم آن را به بستري مناسب براي نزديكي با آمريكا تبديل كنيم.

بر سر حل اختلافات دو كشور ايران و آمريكا چطور؟

بله، این هم هست. گرچه نفس مذاكره مهم است. نبايد هم فرض كنيم كه آمريكا تغيير پيدا كرده يا مي‌كند؛ برخي مي‌گويند اگر آمريكا آدم بشود با او مذاكره مي‌كنيم. اين محال است كه آمريكا تغيير كند.

يعني تحليل و نگاه اين دسته كه شعارشان اين است اشتباه است؟

بله. متاسفانه اين افراد در سطوح مختلف هم دارند اين شعارها را مطرح مي‌كنند و در واقع دارند صورت مساله را غلط طرح مي‌كنند. هي ما مي‌گوييم خودسرانه نظر ندهيد، هي اين‌ها خلاف منافع ملي ما از اين نظرها مي‌دهند. هي...

پس راه حل چيست؟

ما با آمريكايي‌ها يك اختلاف سنگين داريم كه به دشمني كشيده شده است. اما باید مديريت دشمني داشته باشیم. ما بايد كم‌كم با حفظ روحيه‌ي دشمن‌ستيزي و علم به تغييرناپذيري اين دشمن زبون، روابط دوستانه‌مان را افزايش دهيم و البته هيچ‌وقت يادمان نرود كه دشمن ما چقدر با ما دشمن است.

فكر مي‌كنيد دوطرف چه زماني بايد بر سر مشكلات و مسائل خودشان، فارغ از مسائل منطقه بنشينند و گفت‌وگو كنند؟

هميشه جانم؛ هميشه. اصلاً درست نيست كه مذاكره با آمريكا را با پيش‌شرط‌ همراه كنيم يا به نحوي از آن فرار كنيم. دختر چهارده ساله نیستیم که فرار کنیم که. ما انتظاراتمان را از مذاكره با آمريكا بايد تصحيح كنيم. اين مذاكره به معناي آن نيست كه همه مسائل ما بعد از 24 ساعت حل مي‌شود. اصلا حل مساله ما به دست آمريكا نيست. حل مساله ما به دست خودمان است. ما بايد خودمان به این جا برسیم که بفهميم كه دشمن نه دوست مي‌شود نه معقول است از خير دوستي باهاش بگذريم. به قول شاعر: جور ديگر بايد ديد.

از طرز فكرت خوشم آمد. حالا اگر نتوانستيم مذاكره كنيم چه اتفاقي مي‌افتد؟

اين فرصت از بين مي‌رود. تا فرصت بعدی هم ممكن است من زنده نباشم تا اخوي را در لباس مذاكره ببينم.

فكر مي‌كنيد به نتيجه مي‌رسيم؟

فوقش نتيجه نداد، تجديدنظر مي‌كنيم. سنگ مفت، گنجشك مفت.

شما خودتان، آيا تلاشي داشته‌ايد تا نظرتان، براي مذاكره با آمريكا در دستگاه‌هاي تصميم‌گير به بار بنشيند و حاكم شود؟

دست شما درد نكند. پس اين‌همه جانفشاني در اين راه را كي كرد؟

در عين حال، برخي در كشور هستند كه كلا با هرگونه مذاكره و تعامل با آمريكا مخالف هستند و بلافاصله قلم به دست مي‌گيرند و مخالفت مي‌كنند.

اينها خيلي نيستند. باشند هم، به حساب نمي‌آيند. بيايند هم، من اهميت نمي‌دهم. حالا ممكن است برهانشان قوي باشد، اما كار دل كه برهان حالي‌ش نيست آقا جان. الان همه‌جا صحبت بر سر اين است كه چگونه روابطمان را با آمريكا تنظيم كنيم. روابط هم تعريف دارد. موقت و دائم دارد. معنايش هم اين است كه ما فردا بايد سفارت باز كنيم.

همين فردا؟

اگه بشه كه خيلي خوب مي‌شه.

فكرمي‌كنيد راه‌اندازي سفارت امريكا در ايران عملي است؟

راه‌اندازي سفارت، خود يك پروسه دارد. قدم به قدم. البته ما نبايد از موضع خودمان كوتاه بياييم. بايد به امريكا تفهيم كنيم كه اين بار حق ندارند لانه‌ي جاسوسي تشكيل بدهند. اگر دادند هم، اسنادش را نگه‌ندارند. نگه‌ هم داشتند، دانشجوها سر خود اسناد را افشا نكنند. وگرنه باز همين آش است و همين كاسه و دوباره سي سال فراق يار.

پس شما با تسخير سفارت آمريكا در دهه‌‌ي اول انقلاب مخالفيد؟

ابداً. هر زمان اقتضائات خودش را دارد. پدر و مادر سياست را يادتان نرود. ببينيد، آن زمان هنوز اين روش‌هاي جديد تجربه نشده‌بود كه دانشجوها بروند اعتراض كنند و پليس بزندشان و دوباره از نو. ما الان است كه به اين پختگي رسيده‌ايم. آن ماجرا بايد در ظرف زماني خودش تفسير شود. ضمن اين‌كه آن هم يك راه بود كه رفتيم و نتيجه نگرفتيم و حالا تجديدنظر مي‌كنيم. همان اصل سنگ و گنجشك است به نظرم.

باتشكر از شما.

منبع: پلخ‌نيوز!

 

لینک مصاحبه‌ي اصلی با جناب لاريجاني

و نیز علاقمندان به تحليل، حتماًاین نامه به رییس‌جمهور و اين يادداشت ناروزنامه‌نگار را ببینند

 

+  شنبه 9 تیر1386  21:57  -  سیدمحمدجوادمیری  | 

 

Palakhnews

خبرگدازی پلخمون تقديم مي‌كند

 

(breaking news: یادداشت عملکرد 18 ماهه دولت نهم در روزنامه کیهان به قلم یک "محمدجواد‌میری"‌نامی، به پير و به پيغمبر كار من نبوده و لذا از دوستان عاجزانه درخواست دارم سوء تفاهم نفرمايند! از نویسنده ی مزبور نیز درخواست دارم برای خود نام مستعاری غیر از پلخمون انتخاب فرمایند. متشکرم)

 

توضيح لازم: از آن‌جا كه زدن خبرگزاري چيز خيلي خوبي‌ست و همانا از نشانه‌هاي رشد، ترقي، پيشرفت، تعالي و ساير موارد مي‌باشد، لذا ما گفتيم پلخمون چه كم از ساير ملت دارد؟ و واقعاً چرا در قفس هيچ كسي كركس نيست؟! از همين رو در ادامه‌ي جريان روبه‌رشد خبرگزاري‌زني، خبررساني، جريان آزاد اطلاعات، دهكده‌ي جهاني، پزشك دهكده، و ساير موارد، از اين پس پلخمون‌نيوز به عنوان يكي از رسانه‌هاي بي‌طرف، پويا، حرفگي، آوانگارد، شايدهم آوانكادر، مردمي و ساير موارد اعلام حضور كرده، از عموم حضار محترم كه به اين مجلس تشريف‌فرما شده‌اند تشكر، اميد است فردايي روشن را نويد بخشد. اين بود اعلام حضور من. زنده‌باد معلم من.

توضيح لازم‌تر: پلخمون‌نيوز آگهي مي‌پذيرد. براي اطلاعات بيشتر، فعلاْ مراجعه نماييد.

 

 

۱

نظر به زمزمه‌هاي پيش‌ازموعد مبني بر كانديداتوري بعضي رجال و اعاظم جهت انتخابات آتي رياست‌جمهوري، پلخمون نيز به افشاي پيش‌ازموعد شعارهاي تنبليغاتي اين حضرات اقدام نموده، ضمناً ارتباط خود با هرگونه رايحه‌اي را تكذيب مي‌نمايد.

سيدمحمد خاتمي: «حواس‌پرتي ناشي از ازدحام جمعيت» براي همه‌ي ايرانيان

عزت‌ا... ضرغامي: من يك فرشته هستم

غلام‌علي حدادعادل: فرهنگ رياست‌جمهورگي و رياست‌جمهورگي «دبيرستان‌فرهنگ»ي

 

 

۲

چندی پیش معاون وزیر نیرو از کاهش خاموشی‌ها در سال جاری خبر داد. در پي اعلام اين خبر، خبرگزاري پلخمون در يادداشتي تحليلي اعلام كرد: با توجه به اين‌كه اولين كاهش «خاموشي» را در اتاق بازرگاني ايران شاهد بوده‌ايم، اميد است شاهد دومين كاهش در سازمان تبليغات اسلامي نيز باشيم. 

 

 

۳

با توجه به روند روزافزون تکذیب فیلم‌هاي مختلفه از سوي رجال متنوعه، پلخمون پيشنهاد مي‌كند با تأسيس اداره‌كل امور مونتاژو ضدمونتاژ، نيروهاي متعهد و متخصصي كه توانايي مونتاژ دقيق و باورپذير صحنه‌هاي مختلف را دارند مورد جذب سريع قرارگرفته و از استعداد ايشان در زمينه‌ي تأمين جلوه‌هاي ويژه‌ي سينمايي خصوصاً در فيلم‌هاي تبليغاتي انتخاباتي، استفاده‌ي كافي به عمل‌آيد. بدين منظور پلخمون با انتصاب آقايان صادق خرازي و غلام‌حسين الهام به عنوان شوراي راهبردي اين اداره‌كل، آغاز به كار آن را به تمامي مشتاقان و شيفتگان خدمت مژده مي‌دهد.

 

 

۴

دفتر ارتباطات مردمي پلخمون از سفر قريب‌الموعد وي به استان قم و شهرستان‌هاي تابعه (از جمله شهرري، چهارراه ولي‌عصر و بزرگراه چمران) خبر داد. بازديد سرزده از طرح امنيت اجتماعي نيروي انتطامي، تجمع مفرده‌ي مندوبه مقابل سفارت انگليس، سقوط نمادين از پل مديريت، ديدار با علماي قم از جمله اين و يكي‌ديگه، از برنامه‌هاي اين سفر اعلام شده‌است. اخبار تكميلي متعاقباً تكذيب خواهدشد.

ضمننگ، بدين‌وسيله حركت شوم و خزنده‌ي راستي‌خواندن پلخمون توسط اين آقاهه را محكوم كرده و از هرگونه جناح راست و تفكر راستي اعلام برائت و استفراغ مي‌نماييم. بي‌شك عوامل پشت‌پرده‌ي اين زمزمه‌هاي مسموم بايد خود را به نزديك‌ترين پزشك يا پاسگاه معرفي كرده و يا در صندوق پست بيندازند. با تشكر.

 

 

 

 

جدّي‌بگیرید

 بعضي از آن‌چه مي‌خواستم با دوستان معترض به مهماني سفارت انگليس بگويم را شرح گفته‌است. البته شرح عزیز، ماجرا را تسخیر سفارت دانسته و عمق فاجعه کتک کاری را هم درک نکرده اما به‌هرحال معقول حرف‌هایی هم دارد.

 

  هنوز مانده تا اين روباه زيرك را خوب بشناسيم

 

+  یکشنبه 3 تیر1386  22:44  -  سیدمحمدجوادمیری  | 

 

موضوی انشاع:

در امسال از تلویزیون خود چه نتیجه ای به دست می آوریم؟

 

 

مقدمه: در کنار پنجره نشسته بودم و به موضوی انشاع خود فکر می کردم که ناگهان بادی وزید و رشته افکارم را پراکنده کرد. بلند شدم و افکارم را جمع کردم. قلم به دست گرفتم و انشاع خود را این گونه آغاز کردم.

 

متن: ما در امسال از تلویزیون نتایج مهمی به دست می گیریم. در امسال تلویزیون ما چند برنامه خوب داشت که در تلویزیونِ دایی اینا هم همان برنامه ها را داشت ولی آنتنِ دایی اینا خراب بود و دایی اینا هی از برنامه ها اشکال وارد می کرد اما من مخالف بودم.

 

یکی از برنامه های خوب تلویزیون ما سریال دکتر مودت بود که عمل کرد و عرفان یکی دیگه را به او پیوند زدند و ما نتیجه گرفتیم باید مواظب باشیم دکترها موقع عمل اشتباهی پیوندمان نزنند وگرنه به مراتب بالای معنوی می رسیم و حوصله اش را هم نداریم. نتیجه دیگری که از این سریال به دست آوردیم این بود که معناگرا کلاً عجب چیز خفنی است و مثل «او یک فرشته بود»، آبجی کوچیکه ما هر شب خواب بد می دید ولی چون ما به دین هدایت می شویم عیبی ندارد. و فهمیدیم که دایی اینا مثل دکتر مودت است که هی اشکال می گیرد ولی نمی داند آدمهای خوب اشکال نمی گیرند و آدم های ساده همه ش دنبال ایراد گرفتن و مجازات هستند.

 

برنامه خوب دیگری که برای ما ساخته شده بود برره 3 بود که توی باغ بودند و ما نتیجه گرفتیم که مصرف گاز را باید در خوداظهاری مالیاتی رعایت کنیم و ماهی خوردن بهتر از گچ خوردن است. و ما نتیجه گرفتیم که مهران مدیری برای پولدار گشتن چقدر زحمت می کشد و برنامه های خیلی هنرمندانه می سازد.

 

در تلویزیون ما امسال یک برنامه فوق العاده هم بود که تلویزیون دایی اینا بیشتر نشانش می داد. که فرزاد حسنی مجری صندلی داغ شده بود و می آمدند خاطره می گفتند. ما چند نتیجه مهم از این برنامه می گیریم: یکی این که بابا و مامانمان خیلی حیف شد که توی دوم خرداد و سوم تیر به یک کسانی رای دادند که توی صندلی داغ نبودند. آن ها باید به آن کسانی رای می دادند که توی صندلی داغ فرزاد حسنی بودند چون همه دیدیم که این ها چقدر نازنین بودند. نتیجه دیگر این است که ممکن بود همان طور که یکبار دایی اینا چند سال پیش سفارت آمریکا را گرفتند و گفتند لانه جاسوسی است، الآ ن هم خدای نکرده کارهای بدتری می شد و تازه الکی وقت مردم گرفته شد و دایی ام اشتباه می کند که می گوید باید مردم خودشان رییس جمهور شدن بنی صدر را تجربه می کردند. بلکه نتیجه می گیریم باید از اول به مردم می گفتند که بنی صدر بد است و خیلی حیف شد. ان شاء الله تکرار نشود. اما دایی اینا هی می گفت امام مرد باتدبیری بود و کارش روی حساب بود اما من به دایی اینا گفتم تو بهتر می فهمی یا فرزاد حسنی شان؟

 

امسال در ایام انقلاب ما چند فیلم قدیمی دیدیم که به خاطرش نمایندگان مجلس و فرزاد حسنی از کارگردان کل تلویزیون تشکر کردند و سریال دیگر دهه فجر «نفس بریده» بود که ما نتیجه گرفتیم چیزهایی که توی تاریخ می گویند دروغ است. چون اولاً آن زمان ها خانم معلم ها با چادرمشکی می رفتند مدرسه. دوماً انجمن حجتیه ای ها نه تنها انقلابی ها را اذیت نمی کردند و به ساواک لو نمی دادند بلکه خانه شان را هم می دادند انقلابی ها مخفی شوند و فقط با انقلابی ها بحث می کردند. سوما آن زمان ها با تلفن عمومی زنگ می زدند به یک شهرستان دیگر. چهارماً انقلاب خیلی راحت بوده چون همه ش لب دریا و تو ویلا بوده و ما آرزو داشتیم کاش در زمان انقلاب مبارز بودیم و حالش را می بردیم. پنجماً می فهمیم دکتر چه آدم باوجدانی بود که لیست اعدامی ها را داد اما این پسره مغز خر خورده بود و خودش را به کشتن داد. و دایی اینا می گوید که ما در انقلاب به این کارها نمی گفتیم مبارزه و این اصلاً شهید نیست و ما کارهایمان روی برنامه بود. اما بابا می گوید: دایی جان، احترام بزرگتری ات سر جایش؛ اما تو بهتر می فهمی یا آقای دکتر ضرغامی؟ و من پرسیدم آقای دکتر ضرغامی چه کسی است؟ و بابا گفت کارگردان تلویزیون است. و من فهمیدم دکتر شدن چه خدمتی به جامعه می کند و حتماً به آقای ضرغامی رای می دهم.

 

امسال در تلویزیون دایی اینا دو سریال هم می گذاشت که چون بدآموزی داشت بابا نگذاشت ببینیم. یکی هدهد بود و یکی روی تیغ. اما دایی اینا می دید و می گفت به دیدنش می ارزد ولی من می دانم که دایی اینا از لج بابا این دو سریال را نگاه می کرده وگرنه نمی ارزد.

 

نتیجه گیری: ما نتیجه می گیریم که تلویزیون یک رسانه است و دایی اینا مزخرف می گوید و بابا می گوید چون دایی اینا عرضه نداشت بعد جنگ کار خوبی برای خودش جفت و جور کند و الآن دستش به دهنش نمی رسد به من حسودی اش می شود و این ها را از لجش می گوید. پس ما می فهمیم که باید دنبال موقعیت های خوب باشیم و امیدوارم روزی که آقای ضرغامی رییس جمهور شد بابا کارگردان کل تلویزیون بشود و من فرزاد حسنی بشوم و دایی ام را به صندلی داغ نمی آورم و بابایم بهتر می فهمد. این بود انشاع من، زنده باد معلم من.

 

 

 

 

پاورقی اول: قرار بود به جای این، یادداشتی بخوانید درباره مدیریت فرهنگی و توضیحِ این که اعتراض به توقیف سوره چهارم، اعتراض به حق قانونی مدیرمسئول نیست بلکه اعتراض به وارد کردن اتهامات مضحک به تحریریه و استفاده نا به حق از این حق است. و این که مشکل، شخص بنیانیان نیست بلکه مشکل، این نحوه مدیریت فرهنگی ای است که در حضرت خاموشی و جناب حمزه زاده کمتر از جناب بنیانیان تجلی ندارد. و این که جناب بنیانیان ابتدا انتشار سوره را متوقف کردند و بعد، ... و ... . اما دست بر قضا، نوشته پرید و حوصله نوشتن مجددش هم نبود! توضیحات تازه جلیلی، سردبیر سوره چهارم، را اینجا بخوانید.

 

پاورقی دوم: این انشاع! را برای ماهنامه نگاره (شماره ۱۱۹) نوشته ام و همان جا هم منتشرشده.

 

پاورقی سوم: سرمقاله شماره توقیف شده سوره، در نقد صداوسیما، را اینجا و گوشه ای از اعتراضات جدید خوانندگان سوره را اینجا و طنز امید مهدی نژاد را درباره تعطیلی سوره اینجا بخوانید. 

 

+  پنجشنبه 24 اسفند1385  12:6  -  سیدمحمدجوادمیری  | 

 

خبر ویژه: با پایان جنگ لبنان هیئت داوران جشنواره‌ی «کن و سلقون» وابسته به سازمان ثبت احوال و اوضاع کشور عزت‌ا... ضرغامی رئیس سازمان صدا و سیما را به عنوان چهره ی برگزیده‌ی فرهنگي جنگ اخیر اعلام کرد. گزارش‌های رسیده حاکی است هیئت داوران این جشنواره که صبح امروز افتتاح شده است در بیانیه‌ی خود ضمن اشاره به سوابق ارزشمند ضرغامی در «طرح تجمیع قرآن در شبکه‌ی قرآن» ورود به «آسیاست» ورود به «سیاست» و غيره و ذلك آورده است:

هیئت داوران جشنواره‌ی کن و سلقون پس از بررسی‌های فراوان و بررسی گزینه‌های مختلف برای تقدیر از عزت‌ا... ضرغامی افراد ذیل‌الذکر را شایسته‌ی تقدیر و دریافت جوایز این جشنواره دید. با رای قاطع هیئت داوران «زرشک زرین» جشنواره تعلق می‌گیرد به عزت‌ا... ضرغامی برای دوبله‌ی افتضاح و نفرت‌انگیز سخنرانی ۴۵ دقیقه‌ای دبیرکل حزب الله لبنان پس از یک روز ترجمه‌ی طاقت‌فرسا. همچنین «بیل بلورین» جشنواره تعلق می‌گیرد به عزت‌ا... ضرغامی به سبب ابداع نحوه‌ی نوین گزارشگري از صحنه‌های جنگ موسوم به متد «زوم از فاصله‌ی دویست کیلومتری». هیئت داوران همچنین با ستایش مدیریت جامع و همه جانبه‌ی رسانه‌ی ملی در این ایام «سرشک سیمین» جشنواره را اهدا می کند به عزت‌ا... ضرغامی برای بزرگداشت میلاد امیر‌المومنین با پخش کامل مداحی برادر هلالی و فیلم ارزشی عروس فراری. هیئت داوران در پایان عزت الله ضرغامی را نیز به سبب اجرای جذاب و دشمن‌شکن برنامه های شب‌های کیش و نيز پخش مكرر افسانه‌هاي پشم زرين و غيره شایسته‌ی تقدیر و دریافت «لوح سنگین» این جشنواره می‌داند. 

پاورقی اول: می گویند سازمان مدیریت و برنامه‌ریزی کشور حدود دویست فرم استخدام در اعتکاف مسجد دانشگاه تهران پخش کرده است که طبعاْ به دست صاحب این وبلاگ نرسیده است. احتمالاْ عقده‌ی این فرم صاحب وبلاگ را به سمت دشمنی با نظام کشانده تا حدی که حتی خط قرمزي مثل جناب آقای ضرغامی را نیز درنوردیده است.

پاورقی دوم: چندی پیش شبکه‌ي خراسان فیلم مستندی از برادر صاحب این وبلاگ پخش کرده است که تیتراژ پایانی آن جهت ایجاد اخلاص کامل برای سازندگان فیلم قیچی شده است. لذا این احتمال نیز وجود دارد که نویسنده از سر یک تعصب و کینه‌ی شخصی و خانوادگی این چنین ساحت جناب ضرغامی را مورد هتک حرمت قرار داده باشد.

پاورقی سوم: اتهامات فوق صحت نداشته و این جانب صرفاْ بر اساس حس پدرکشتگی ذاتی با سازمان صدا و سیما مرتکب چنین جسارتی شده‌ام و اکنون در کمال ندامت از مسئولان امر می‌خواهم که فرصت مجددی در اختیار من بگذارند (با احترام   امضا: پلخمون).

 

+  یکشنبه 22 مرداد1385  0:53  -  سیدمحمدجوادمیری  |