تبليغاتX
پلخمون - فتیان و مروری بر مبانی فکری جنبش عدالتخواه دانشجویی
ashoora-poster.blogfa.com حتماً ببینید

    فتیان را نمی دانم دیده اید یا نه؟ اگر دیده اید، تقبل الله؛ اگر نه، رزقکم الله! نشریه ای که با حمایت سازمان ملی جوانان و توسط تیمی از بچه های خوشفکر قلم به دست (اعنی محسن حسام مظاهری، محمد میرصالحی و ...) در می آید. لینکش این است و خودش را خودم هم چند دقیقه ای بیشتر ندیده ام (آقای برادر، درست بفرست مجله را. من که ندیده باشم یعنی اصلاً درنیامده مجله!)... بگذریم.

    برخلاف قاعده ی نشریات، نشریه خوبی است و مثل هر نشریه خوبی، با بقیه نشریات خوب، متفاوت. همان طور که راه دغدغه های کلی جبهه فرهنگی انقلاب را دنبال می کند (شمایی که هنوز راه را مشترک نشده اید، چه جوری نماز می خوانید!؟)، در مقابل، فتیان یک کار تخصصی است؛ متمرکز است بر ثبت تجارب تشکل های فرهنگی و اجتماعی حال و گذشته بچه های انقلاب. و الحمدلله برخلاف هابیل (از نشریات تخصصی دفاع مقدس که همین آقای محسن حسام با رفقایش در می آورد)، خواندنی و فهمیدنی است (این را بگذارید پای عوام و بیسوات بودن ما و این که النّاسَ اعداءُ ما جَهــِلوا)!... باز هم بگذریم، که گذشت از بزرگان است!!

    بخشی از دومین شماره اش، پرونده جنبش عدالتخواه دانشجویی است. و ران ملخی در آش این پرونده، یادداشتی است که ذیلاً عیناً مشاهده می کنید. برای دوستان عدالت گریز لازم به توضیح است که هیچ لازم به نگرانی نیست؛ چون سایر پرونده ها و موضوعات نشریه جنبه های فرهنگی هم دارد! پس ببینید و بخوانید شماره های این نشریه را که قرار است پس از یک دوره ی کوتاه، تعمداً عمرش تمام شود.

     

 

آن «پیام»ها

مروری بر مبانی فکری جنبش عدالتخواه دانشجویی

هر حرکت ارادی خواه ناخواه از چیزی که ما آن را به نام مبانی فکری می شناسیم برخوردار است. این که نقطه مطلوب کجاست، این که واقعیت پیرامونی چیست و این که واقعیت به چه شکلی تغییر می کند، اگرچه ناخودآگاه، در ذهن همه وجود دارد، از کسی که به دنبال رفع حاجت فردی اش است گرفته تا جمعی که برای آرمان هایی جهانی تلاش می کند. جنبش عدالتخواه دانشجویی این توفیق را داشته است که کمابیش از مبانی فکری حرکت خود باخبر باشد و دغدغه تکمیل و بعلاوه ترویج آن را هم داشته باشد. اگر بخواهیم عینی و تاریخی حرف بزنیم، باید بگوییم که عبارت «کار فکری» در جنبش، تداعی کننده ی دو چیز است: نخست «پیام های امام (ره) و آقا» و بعد «جزوات».

مقصود از پیام ها، عمدتاً مواردی است که دغدغه های کلان امام و رهبری در آن انعکاس پررنگی یافته، همانند پیام امام به روحانیت، پیام امام به مناسبت قبول قطعنامه، پیام امام به مناسبت کشتار خونین مکه، پیام امام به بسیج، پیام امام به هنرمندان، نامه امام به حجت الاسلام قدیری و حمید روحانی و انصاری و... پیام 6/8 رهبری به جنبش دانشجویی، نامه رهبری به فضلای قم درباره جنبش نرم افزاری، پیام هشت ماده ای رهبری خطاب به سران قوا و ... . جزوات هم از مهمترین رسانه ها -و شاید رایج ترین و ثابت ترین رسانه- ی جنبش برای تبیین نه فقط مواضع، بلکه مبادی و مبانی حرکتش اقلاً در میان خود هوادارانش بوده است. از گفتارها و مقالات علامه حکیمی گرفته تا حسن رحیم پور، وحید جلیلی تا عماد افروغ، سیدعباس نبوی تا دکتر کوشکی و ... .

اما وجه مشترک این فهرست چیست؟ دقیق تر بپرسیم، اگر مضامین این پیام ها و جزوات را از سویی و ذهنیت هایی که جنبش عدالتخواه دانشجویی به مرور زمان در ضمن حرکت ها و بیانیه ها و ... از خود نشان داده است را از سوی دیگر گرد هم آوریم، برآیند آن چیست؟ روشن است که هم این یادداشت قرار است با رویکرد توصیفی و نه انتقادی به این پرسش پاسخ دهد و هم پاسخ من به این پرسش هوادارانه و مدافعانه است. بنابراین فارغ از اما و اگرها، چهار محور اصلی در مبانی فکری جنبش را مرور می کنیم:

 

1-    اسلام ناب: هم توجه به همه ی چیزها، هم اولویت دادن به بعضی چیزها

نخ تسبیح پیام ها و نامه های آخر عمر حضرت امام (ره)، تاکید بر تمایز میان اسلام ناب است با اسلام متحجران و التقاطگران و ذلت پذیران و مرفهان بی درد و ... و در یک کلمه اسلام امریکایی. اسلام ناب را آن گونه که امام معرفی کرده و در اندیشه های سایر رهبران فکری انقلاب (مطهری، خامنه ای و بهشتی) شرح داده شده، می توان به چند شیوه وصف کرد:

-     جامع ابعاد مختلف (شامل توحید و عدل/ شامل نماز و زکات/ شامل ایمان و عمل صالح/ شامل عقلانیت و عدالت و معنویت/ شامل عدالت و معنویت و جهاد و اجتهاد/ یا هر تقسیم دیگری).

-         منسجم و سیستمی (دارای «هدفمندی»، «موالات» و «ترتیب و رتبه بندی» بین اجزاء، علاوه بر جامعیت اجزاء).

-         پاسخگوی جامع به نیازهای بشر (فردی و اجتماعی، دنیوی و اخروی، مادی و معنوی).

-         فطری و عقلی، و نه فقط تعبدی.

-         اجتماعی و سیاسی، و نه فقط فردی و عبادی.

با اعتقاد به چنین اسلامی است که دغدغه هایی همچون «تحقق دین -ولو به قیمت تحمل خطرات- علاوه بر فهم و تبلیغ آن»، «فهم و و اهمیت دادن به اولویت های دین»، «توجه مضاعف به ابعاد مغفول و مظلوم دین» و ... در ذهن اعضای جنبش عدالتخواه دانشجویی بوجود آمده است. و با همین دید است که جنبش عدالتخواه نه تنها با مثلاً جنبش نرم افزاری سر عنادی نداشته بلکه در نگرش کلی و جامع خود، به آن هم دامن می زند، برخلاف بسیاری از جریانات به اصطلاح نرم افزاری که علاوه بر گرایش تخصصی عملی -که لازمه تقسیم کار است- در بنیان های فکری خود هم، جایگاه مقوله ای چون تولید علم را به نحوی منفرد و بی همتا تصور می کنند.

 

2-    عدالت: بشرطها و شروطها

عدالت علاوه بر آن که در مفهوم کلی و بنیادین خود (هر چیز را به جای خویش گذاشتن)، روح حاکم بر جهان و دین است و تمایزبخش نگرش ناب شیعی از نگاه های سطحی به انسان و جهان و دین و زندگی دینی، در مفهوم خاص خود (قسط/ عدالت اجتماعی) نیز از اولویت های روشن و بلکه اولویت شماره ی یک دین در عرصه جامعه است. نتیجه ی جامعیت و به هم پیوستگی ابعاد وجودی انسان، این است که تا قسط برپا نشود، انسان ها به رشد و شکوفایی مطلوب نخواهند رسید. و از همین جا، جایگاه برتر عدالت در سیستم جامع و منسجم دین هم معنا می یابد. البته عدالتی عدالت است، که این ویژگی ها را داشته باشد و با این ضرورت ها پیوند بخورد:

-     نه فقط برای مردم، که به دست مردم برپا شود؛ «لیقوم الناس بالقسط» (ضرورت «مردمگرایی و جمهوریت» و به تبع آن ضرورت «فرهنگسازی» و «آزادی طلبی» در نگاه انقلاب و درنتیجه در جنبش عدالتخواه دانشجویی).

-     هم در کنار سایر ابعاد دین دیده شود و هم خودش با تمام ابعادش دنبال شود؛ از شایسته سالاری ساختاری گرفته تا زهد شخصی مسئولان (ضرورت مکرر رجوع به اصل «اسلام ناب»).

-     در مقام سخن باقی نماند، ابزار کسب وجاهت و نفع نشود و در مقام عمل، مدعیانش حاضر به هزینه کردن از خود و نیز کنارکشیدن در رقابت با شایستگان باشند (ضرورت «خلوص» و ضد ارزش تلقی شدن «فرصت طلبی» هر چند غیرعمد (!) یا با ظواهر انقلابی، از نظر جنبش عدالتخواه دانشجویی). 

 

3-    ولایت: فراتر از عکس و ارادت قلبی

ولایت نیز علاوه بر آن که در مفهوم کلی و بنیادین خود (موالات و پیوستگی اجزاء برای تبدیل شدن به یک کل واحد)، از نگرش های اساسی و جاری در تمام معارف نظری و احکام عملی دین است، در مفهوم خاص خود (رهبری به عنوان حلقه اتصال امت با خود و با خدا) چراغ روشن حرکت جمعی بر مدار دین تلقی می شود. اساساً یکی از مستندات روشن و مشهور جنبش عدالتخواه دانشجویی برای تاکیدش بر عدالت، غلظت تاکیدات و توجهات رهبر انقلاب اسلامی در این خصوص است. از نظر جنبش عدالتخواه دانشجویی اگر کسی دینداری را با ولایت معصومین پذیرفته و ولی فقیه را نائب حقیقی ولی معصوم می داند، دیگر باید بی هیچ تعارف و تعللی، آن چه را رهبری به عنوان اولویت ها و آرمان ها تعیین می کند دنبال کند. و پیام ها و نامه ها و سخنان مکرر در مکرر رهبری در موضوع عدالت، اولویت عدالت، ضرورت مطالبه عدالت، چگونگی عدالت گستری و ... جایی برای سستی در این عرصه باقی نمی گذارد، چه رسد به توجیه های عجیب اما رایج بسیاری از محافل به اصطلاح انقلابی با مضامینی مانند «از کجا معلوم؟» و «ما که نمی توانیم.» و «مگر رهبری خودش مقابله نمی کند؟» و «یعنی آقا این کار الآن ما را قبول ندارد؟» و ...!

 

4-    انقلاب: واقعیت بیرونی و مستمر

مبانی فکری جنبش را نمی توان در سلسله معارفی فارغ از آن چه در جهان خارج محقق شده خلاصه کرد. خودآگاهی اجتماعی و تاریخی در نظر جنبش عدالتخواه دانشجویی جایگاه مهمی دارد: این که بدانیم ما در کدام مرحله از جنگ حق و باطل یا نبرد اسلام ناب و اسلام امریکایی هستیم، این که بفهمیم آرمان های ما بعضاً محقق شده اند و ما در خلأ گام بر نمی داریم، این که تشخیص دهیم آرمان های ما اکنون با کدام موانع و چالش ها درگیرند، این که بدانیم کدام فرصت ها اکنون برای تحقق عدالت فراهمند یا می توان فراهمشان کرد، و ... . درست است که چنین موضوعاتی، از جنس دانش متغیرند و نه مبانی عقیدتی، اما فی الحال، هم وقوف به ضرورت چنین معرفت عینی ای از مبارزه به عنوان یکی از مبانی فکری جنبش عدالتخواه قابل طرح است و هم آن چه به عنوان چکیده و جمع بندی فعلی جنبش در پاسخ به سوالات مذکور وجود دارد، خود یک مبنای مشترک فکری در اعضای آن است.

این که ما خود را سربازان انقلاب بدانیم، این که به تاریخ انقلاب اسلامی آگاهی داشته باشیم، این که ظرفیت های فکری و هنری و مردمی در کشور و جهان برای صدور انقلاب (بخوانید تحقق عدالت/ اسلام ناب) را بشناسیم، این که مسائل و پرسش های خود را از چالش های عینی و تجارب جمعی و تاریخی خود در مسیر رو به جلوی انقلاب بگیریم و نه از مباحث انتزاعی آکادمیک و پاسخ های خود را نیز در مسیر حرکت بسنجیم و بیابیم... و اصولی از این قبیل، پیش از آن که برای جنبش در حکم تاکتیک ها یا روش هایی جایگزین پذیر باشند، ضرورت های حیاتی و جدی تلقی می شوند که غفلت از آن می تواند حرکت را به کلی بی محتوا کند... .

      

+  یکشنبه 10 آذر1387  18:10  -  سیدمحمدجوادمیری  |