مصوبه ده ماده ای جلوگیری از طلبه سیرجانی

باسمه تعالی

 

پیرو حرکت مجدد طلبه سیرجانی -معروف به علیرضا جهانشاهی- در اعتراض به پرونده موهوم زمین خواری های سیرجان، ستاد مرکزی صیانت از امنیت روانی، در آخرین جلسه خود تصمیمات مهمی اتخاذ کرد که بدین شرح اعلام می گردد:

 

1- مقرر شد جهت انتفای موضوع، زمین های خورده شده سریعاً از سیرجان به کرمان یا رفسنجان منتقل شود.

2- مقرر شد در جلسه ای توجیهی با حضور کارشناسان سیاسی، به نامبرده تفهیم شود خطر آمریکای جهان خوار به مراتب از خطر حاجی زمین خوار بیشتر است.

3- با عنایت مجدد به ضرورت رعایت اولویت ها و با عطف توجه به اهمیت مقوله خطیر علم و ضرورت انکارناپذیر جنبش نرم افزاری، مقرر شد جمعی از بزرگان اهل خرد، ضمن استقبال از نامبرده، وی را نصیحت نمایند تا به جای جنبش عدالت طلبی، دنبال درس و بحث خود را گرفته و عن قریب از طلبه سیرجانی تبدیل به آیت اللهِ سیرجانی شود.

4- نظر به کفاف ندادن تبعید به قم، مقرر شد برای تبعیدگاه بعدی منطقه ای انتخاب گردد که یا از مقصد پیاده روی خیلی دور بوده (پیشنهاد موردی: نوفل لوشاتو یا جنوب لبنان) و یا منضمّ به مقصد باشد (پیشنهاد موردی: چهارراه پاستور یا میدان بهارستان).

5- با بزرگداشت یاد و خاطره همه مجاهدان صدر اسلام عموماً، و اصحاب بدر و جمل خصوصاً، و بالأخص عبدالله بن زبیر و خاله مکرّمه ایشان، مقرر شد نامبرده به سیرجان فراخوانده شود و سپس چهل نفر از یاران صدیق امام که آخرین فیش حقوق دریافتی شان از دانشگاه آزاد اسلامی به تایید بیت معظم امام رسیده است، در منطقه حاضر شده و شهادت دهند اساساً اینجا سیرجان نیست، حوأب است.

6- مقرر شد بار دیگر جانباز مظفری توسط نیروهای خدوم و کتوم مورد توجه و محل عنایت قرار گیرد. مقتضی است احتیاطاً از سفره شکم، کاسه چشم و جناغ سینه وی غفلت نگردد.

7- مقرر شد از رییس یا دبیر مجمع تشخیص مصلحت درخواست شود از باب «النصیحة لأئمة المسلمین»، با ارسال نامه ای به برخی از مقامات بلندپایه نظام، ایشان را از حمایت مجدد از طلبه سیرجانی نهی کرده و تشکر از مساعی نامبرده را به سایرین واگذار نمایند.

8- نظر به هم بند بودن نامبرده با شهرام جزایری در زندان اوین، مقرر شد از جناب آقای جزایری و سایر قربانیان مبارزه با سرمایه گذاری و مفاسد اقتصادی، تست پیاده روی به عمل آید تا -زبان عدالتخواهان لال، هفت قرآن به میان- در ایشان نشانه های ابتلا به ویروس مسری و کهنه انقلابیگری مشاهده نگردد.

9- همچنین نظر به شیوع کنترل نشده اقدامات خلاف شأن روحانیت و همراهی برخی طلاب معلوم الحال دیگر با طلبه مزبور، مقرر شد شأن مربوطه در بسته بندی امنی به نجف یا واتیکان منتقل شده، تحت مراقبت جدی قرار گیرد.

 10- نظر به شأن منیع روحانیت، و به تبع آن شأن رفیع دادگاه ویژه روحانیت، مقرر شد دادگاه ویژه طلاب تأسیس و نامبرده از این پس در این دادگاه محاکمه گردد.

و السلام علینا و علی من اتبعنا من المُصالِحین

سمصار (ستاد مرکزی صیانت از امنیت روانی)



تکمله:

1- دعوت می کنم به نوشتن برای جهانشاهی -و در واقع برای عقیده و آرمان جهانشاهی- از همه اهل قلم عموماً، طنزنویسان خصوصاً، و بالأخص به این ترتیب و اسکالپل و چشم و چراغ و خاگینه و پارک ممنوع و حجامت سیاسی و پابرهنگان و گرمبک و منچ و ابراهیم کمانگیر و اتاق و یک دغدغه و نیم قطره و کلپوره ... -دیگه کی؟- . البته به شرطی که قبل از دستگیری مجدد طلبه سیرجانی دست به قلم بشوند! تکمله ی تکمله: فانوس، مرغ طناز، خودکارهای آبی دخترانه و جاپارک هم طنزهایی نوشته اند.

2- نامه جمعی از اهالی فکر و فرهنگ انقلاب در حمایت از طلبه سیرجانی را این جا بخوانید. برای مروری بر سابقه بحث، این جا را و اولین پست پلخمون درباره طلبه سیرجانی را این جا و بعدی ها را در این جا و این جا بخوانید. و برای اطلاع اجمالی از اوضاع جاری، برخی اخبار مربوط به پیاده روی مجدد طلبه سیرجانی از جمکران به سمت تهران را این جا، این جا، این جا و این جا بخوانید.

3- علت حذف پست قبلی، خودسانسوری نبود (که بنده نه به آن نصیحت و دعوتم شکی داشته و دارم و نه  از انتشار آن ترسی). علتش، بیم از توهین به کسی هم نبود (که نمی دانم چرا عده ای خیال می کنند نقل قول پیام های عمومی و خطابات سیاسی کسی که شدیداً به حرف های خود معتقد و مفتخر است، غیبت حساب می شود!). گمانم اصل یادداشت قبلی هنوز در گوگل ریدر قابل رؤیت است. راستش دیدم باید در کامنت دانی پلخمون به جدال با کسانی بنشینم که در دفاع از طرف مقابل مناظره حقیر، این چنین کامنت می گذارند که «اگر دنبال بالا رفتن آمار بازدید وبلاگت هستی، عکس و فیلم مستهجن بگذار، چرا برادر مجاهد ما را ضایع می کنی؟»!


و اما مطهری...

از دغدغه های همیشگی ام، مطهری شناسی و مطهری خوانی بوده است. قبل تر مفصل و مکرر، در این باره چیزهایی نوشته ام و پیشنهادهایی هم برای مطالعه داشته ام. دیدم بد نیست آخرین تجربه بشری ام (!) در خصوص سیر مطالعاتی آثار استاد را هم در پلخمون ثبت کنم.

سیر مطالعاتی زیر که به نحوی اصلاح شده ی سیر مختصری است که قبلاً به این و آن توصیه می کردم، همچنان در یک نقطه با سیرهای قبلی اشتراک دارد: این سیرها به درد کسانی می خورند که دغدغه صرفاً معرفتی و شخصی ندارند و در مطالعاتشان به مقولاتی چون تربیت و اصلاح اجتماعی نیز توجه دارند. به عبارت دیگر این سیر به درد مخاطب عمومی نمی خورد و این می تواند یک نقطه ضعف هم به حساب بیاید. برای مخاطب عمومی شاید بهتر باشد که تنها یکی دو کتاب از استاد انتخاب شده و با شرح و بسط مورد مطالعه و تدریس قرار گیرد، مثلاً کل ده گفتار، یا جاذبه و دافعه علی (ع)، یا حماسه حسینی، یا داستان راستان، یا حتی سیری در نهج البلاغه برای مخاطب باسوادتر. چرا که در این کتاب ها، فهم نسبتاً جامعی نسبت به دین ارائه شده است.

نکته روشن دیگر این که این سیر صرفاً جنبه مقدماتی برای سیرهای متوسط و مفصل دارد. در واقع چکیدگی اش به معنای تناسب با دوره های زمانی تنگ و حوصله های اندک است وگرنه که یک سیر مطالعاتی چکیده، هرچقدر هم که جامع باشد، هرگز کافی نخواهد بود.


سیر مطالعاتی آثار استاد مطهری

(دوره چکیده ده جلسه ای)

 

1- داستان راستان: مقدمه + خود کتاب

2- از ده گفتار: امر به معروف و نهی از منکر

3- از ده گفتار: تقوا 1 و 2

4- از ده گفتار: اصل اجتهاد در اسلام

5- از نظام حقوق زن: بخش چهارم (اسلام و تجدد زندگی)، سرفصل های 1و3

6- از حماسه حسینی: فصل هفتم (تبلیغ)، بخش های 3 و 6 و 7

7- از جاذبه و دافعه علی: دافعه علی ع

8- از پانزده گفتار: نجات و آزادی بشر

9- از بیست گفتار: گفتار اول و چهارم

10- انسان و سرنوشت: مقدمه کتاب.


حکمت این انتخاب ها را تا حدودی می توانید از چینشی که در این لینک تدوین کرده ام دریابید: سیر پیشنهادی قبلی. لُبّ کلام این که جلسه اول -به شرط دقت در مضامینش- خلاصه کل معارف است و کلید اصلی سیر. جلسات دوم و سوم چکیده ای از نگاه استاد به مقوله رشد و تربیت و اصلاح اجتماعی را تبیین می کنند. جلسات چهارم و پنجم سیستم فکری و مدل دین شناسی استاد را کمی باز می کنند. جلسه ششم ابعاد محتوایی و روشی ترویج دین را معرفی می کند. جلسه هفتم مقدمه ای بر دین شناسی عینی و آسیب شناسی جامعه اسلامی است. جلسات هشتم و نهم دیدگاه استاد درباره آزادی و عدالت و ارتباط آن ها با رشد و تقوای فردی را می شکافند. و جلسه آخر نگاه دقیق تری می دهد به آسیب شناسی استاد از امت اسلامی امروز، که فهرستی غیر رسمی برای تمامی دغدغه های استاد و به مثابه کلید سایر آثار او نیز هست.


نکته آخر این که تعدد عناوین این سیر، فقط وقتی توجیه دارد که همتی برای تهیه و مطالعه کتاب های مختلف و سپس دقت نظر و مباحثه و احیاناً عمل به مضمون «فاسئلوا اهل الذکر» وجود داشته باشد. وگرنه همان دست گرفتن یک کتاب و دقیق خواندن آن، توصیه بهتری است.


تکمله:  یک کامنت و پاسخش، که دیدم بد نیست در انتهای بحث بیاید.

سؤال: چرا از امر به معروف شروع کردید؟ به نظر شما بهتر نیست از آن جا که قرار است با خواندن مطهری علاوه بر افزایش اطلاعات، قوه ی تحلیل افراد و انسجام ذهنی هم شکل بگیرد سیر با منطق دین پیش برود. مثلا از معرفت شناسی شروع شود و بعد انسان شناسی و... .
درسته که مخاطب ظاهرا مذهبی است ولی درواقع اکثر بچه های مذهبی از جمله خود من بنیان های نظری و اعتقادیشان درست شکل نگرفته و شاید لازم باشد بحث از مباحث پایه ای تر آغاز شود.
جواب: تقریبا با همان مبانی ای که در "توهم تئوریک" بحثش را کرده ام. مخاطبی که "امر به معروف" را بخواند و فاصله عمیق خودش و جامعه اش از مضمون اسلامی و ناب آن را حس کند، موتور محرکه قوی ای برای ادامه کنکاش خود می یابد. اما مبانی معرفت شناسی موتور هیچ کس را راه نینداخته.
از تفاوت های مهم مطهری با متفکران دیگر، آسیب شناسی های عینی و راهگشای اوست نه صرفاً مبانی قوی اش که فقط اهل علم می توانند با آن ارتباط برقرار کنند. اصلاً مزیت نسبی علامه بر ملاصدرا و باز مزیت مطهری بر هردوشان همین است.
ضمناً در تربیت، باید از عینیات عبور کرد و به ذهنیات رسید. مخاطب را با حقایق فلسفی نمی توان هدایت کرد تا وقتی که تناقضات عملی اش او را زمین گیر کرده اند.
و اصلاً چه کسی گفته منطق دین، شروع از معرفت شناسی و بعد انسان شناسی و ... است؟ پیامبر یک "قولوا لا اله الا الله تفلحوا" گفت اما برای تفسیرش امر به نماز کرد و جهاد و اخوت و عدل و ... . شریعت ناب، شرط ضروری دست یابی به حقیقت ناب است.
از همه اینها گذشته، مطهری در باب معرفت شناختی و انسان شناسی کتاب منسجم و جمع و جوری ندارد که قابل معرفی برای آغاز کار باشد.